تبليغاتX
سرود رهایی
سرود رهایی
رمز و رازهایی از نماز
 

استاد ما می گوید:

چیزی بگویید وبنویسید که (ازنگاه دین)واجب باشد یا مستحب

ویا اینکه نیاز فرد و یا جامعه باشد.

 

پ ن۱.نکنه یه وقت دچار توهم بشیم نوشته هامون واقعا این ۳ویژگی رو داره !

پس باورهایی که به اسم دین میگیم و می نویسیم روبا یه کارشناس خبره دینی چک کنیم

 همونطور که تو سایر پدیده ها این کاررو انجام میدیم.

(کارشناس دین شدن هم با ۵-۶ سال درس دانشگاهی و حوزوی و فوق لیسانس و

دکتری صرف نیست !)

پ ن ۲.واژه واجب که روشنه یعنی ضروری ،تکلیف که اگه انجام نشه

 بازخواست و تنبیه به همراه داره.

اما کلمه مستحب از واژه حب به معنی دوست داشتن .

 یعنی چیزی که مورد دلخواه محبوبه ،کاری و چیزی که موجب علاقه مندی

 و محبت معشوق نسبت به عاشق میشه.

فقها نمازهای مستحبی رو جبران کاستی های نمازهای واجب می دونند

وعرفا این گونه نمازها رو موجب نزدیک تر شدن عاشق به معشوق

وبه تعبیر ناقص من یه نوع دلربایی

والبته عمیق بشیم سرانجام هردو نظر یکیه.

پ ن ۳.واما تشخیص اینکه یه نوشته ویا هرکار دیگه نیاز هست یا نه !

این رو هم باید به دیدگاه اهلش مراجعه بکنیم

شاید یکی بخواد بره سراغ روان شناسان

و مثلا سلسله نیازهای آبراهام مزلو رو واکاوی بکنه یا....

تو این سری بحث ها من یکی تخصصی ندارم شما تکمیلش کنید

اما بر اساس آموزه های دینی هرکاری که زندگی و حیات مادی و معنوی

آدما در گرو اون باشه و آدمی رو

به خوشبختی این جهانی و آن جهانی برسونه ،نیاز محسوب میشه.

ازگزاردن غذایی دردهان گرسنه ای

تا فراهم کردن وسیله ازدواج و پیوند دخترو پسری

و تاحرمت انسانی را نگاهداشتن و....

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!

 

سالروز شهادت امام جواد (محمدبن علی علیه السلام )نهمین پیشوای

معصوم شیعیان رو تسلیت میگم

قَالَ محمدبن علی الجواد علیه السلام :

كَيْفَ يَضَييعُ مَنِ اللّهُ تَعَالِيَ كَافِلُهُ؟ وَكَيْفَ يَنْجُو مَنِ اللّهُ تَعَالي طَالِبُهُ؟ وَمَنِ انْقَطَعَ اِليَ

غَيْرِاللّهُ وَكَلَهُ اللّهُ اِلَيْهِ. وَمَنْ عَمِلَ عَلي غَيْرِ عِلْمٍ‌ اَفْسَدَ اَكْثَرَ مِمّا يَصْلُحُ.

(اعلام الدين ص 309 ـ روضه بحار ج 2 ص 363)

چگونه واگذارده به خود شود، كسي كه خدا را كفيل خود قرار داده است؟ و چگونه نجات مي‌يابد كسي كه خدا در صدد او است؟ كسي كه اعتماد به غيرخدا پيدا كند،‌ خداوند او را به خودش وا مي‌گذارد، و كسي كه بدون علم‌ كاري را انجام دهد، فساد آن بيشتر از اصلاح است.

 
ارسال در تاريخ چهارشنبه 1388/08/27 توسط س.م.ع

 

یادش بخیر!

در تب و تاب بودم وپرز اشتیاق یار

ثانیه ها ،لحظه های پر تپش

لبیک،اللهم لبیک

سالی دگر گذشت

مست پیاله ی آن ،لاشریک له

حالا خمار نیم نگاهی زچشم یار

مستان بی هوا

که به دیدار کوی آن یار می روید

بادا سلامتان

وگوارای جانتان

آن تک جرعه ی بقیع

آن پاکیزه جام زمزم وآن اشک درحرم

 

 

 **************

رَّبَّنَآ إِنِّى أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِى بِوَادٍ غَيْرِ ذِى زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لَيُقِيمُواْ الصَّلَوةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِى إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِّنَ الَّثمَرَتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ‏ (۳۷/ابراهیم)

پروردگارا! من (يكى) از ذرّيّه‏ام را در وادى (و درّه‏اى بى‏آب و) بى‏گياه، در كنار خانه‏ى گرامى و با حرمت تو ساكن ساختم. پروردگارا! (چنين كردم) تا نماز برپا دارند، پس دل‏هاى گروهى از مردم را به سوى آنان مايل گردان و آنان را از ثمرات، روزى ده تا شايد سپاس گزارند.

نکته ها:

وقتى خداوند در زمان پيرى حضرت ابراهيم علیه السلام، اسماعيل را به او عطا كرد، او را فرمان داد كه اين كودك و مادرش را در مكّه اسكان دهد. ابراهيم فرمان الهى را اطاعت نمود و سپس براى آنان دعا كرد.
در روايات مى‏خوانيم كه امام باقر عليه السلام فرمود: ما اهل بيت رسول‏اللَّه صلى الله عليه وآله، بقيه ذرّيّه ابراهيم هستيم كه دل‏هاى مردم به سوى ما گرايش دارد، سپس اين آيه را تلاوت فرمودند: «ربّنا انى اسكنت ... و اجعل افئدة من الناس»
كعبه در منطقه‏اى بى‏آب و علف قرار گرفت تا مردم به واسطه‏ى آن آزمايش شوند. چنانكه حضرت على عليه السلام در خطبه‏ى قاصعه چنين بيان فرمود: اگر كعبه در جاى خوش آب و هوايى بود، مردم براى خدا به زيارت آن نمى‏رفتند.

پیام ها:

۱- انتخاب مسكن انبيا بر اساس نماز وعبادت بود. «اسكنت - ليقيموا الصلوة»
2- ديندارىواقعی، خیلی آسان نیست گاهى با آوارگى، هجرت، دورى از خانواده و محروميت از امكانات رفاهى همراه است. «اسكنت من ذريّتى بواد غير زرع»
3- كعبه واطراف آن در زمان حضرت ابراهيم نيز محترم و داراى محدوديت و ممنوعيت بوده است. «بيتك المحرّم»
4- محور و مقصد حركت حضرت ابراهيم نماز است. «ربّنا ليقيموا الصلوة»
5- اهل نماز، بايد محبوب باشد. «ليقيموالصلوة فاجعل افئدة من الناس»
6- نماز در اديان قبل نيز بوده است. «ليقيمواالصلوة»
7- محبوبيّت و گرايش دل‏ها به دست خداست. «فاجعل افئدة.»
8- همه‏ى مردم لياقت دوست داشتن اولياى خدا را ندارند. «من الناس=برخی از مردم»
9- مردان خدا، دنيا را براى هدفى عالى مى‏خواهند.ودنیا برای آنان وسیله است «من الثمرات لعلّهم يشكرون»


منبع: تفسیر نور نوشته آقای قرائتی

 

 

سبحان ربی العظیم و بحمده

 

ارسال در تاريخ سه شنبه 1388/08/19 توسط س.م.ع

 

مرا غرض ز نماز آن بود که یک ساعت

حدیث درد فراق تو با تو بگزارم

 

 

 

وگرنه این چه نمازی بود که من بی تو

نشسته روی به محراب و دل به بازارم

 

داداش جونم!

آبجی عزیزم!

ولادت آقامون حضرت رضا علیه السلام رو بهتون تبریک میگم

 

اگه دلتون رو روونه ی حرمش کردید یا اونجا نشستید بهشون

بگید یکی از بچه هات ازت میخواد دلش رو همونجا نگهدارین

شاید .....

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی

که جز ولای توام نیست هیچ دستاویز

....... حوصله داری

                      اصل مطلب رو بخون

********

در ایامی که امام رضا(ع) در خراسان به سر می برد مدتی قحط سالی شده و باران نیامد و خشک سالی پدیدار گشت. عده ای از منافقان و حاشیه نشینان مجلس مأمون از این حادثه سوء استفاده کرده و شایع نمودند که چونکه مأمون علی بن موسی(ع) را ولیعهد خود گردانیده است و این امر را خداوند دوست ندارد به همین جهت باران قطع شده و برکات الهی نازل نمی شود.

مأمون در روز جمعه ای از امام تقاضا کرد که برای نزول باران و رحمت الهی دعا کند امّا امام رضا(ع) فرمود: روز دوشنبه برای اقامه نماز استسقاء بیرون خواهم آمد زیرا جدم رسول اللّه(ص) را به همراه امیرمؤمنان علی(ع) در عالم رؤیا زیارت کردم و پیامبر به من فرمود: پسرم! تا روز دوشنبه صبرکن و سپس در آن روز به صحرا برو و از درگاه خداوند متعال طلب باران نما! خداوند باران رحمت خود را می فرستد و مردم به عظمت و عزت تو در پیشگاه خداوند پی می برند و به بزرگی مقامت واقف می گردند.

روز دوشنبه فرا رسید مردم از خانه ها بیرون آمدند، امام رضا(ع) به صحرا رفت و مردم نیز گرد آمدند و چشم به حرکات و سکنات آن حضرت دوختند امام دو رکعت نماز استسقاء را اقامه کرده و آنگاه بالای منبر رفت و در خطبه بعد از حمد و ثنای الهی فرمود:

خدایا! ای پروردگار من! تو حق ما اهل بیت را بزرگ شمرده ای این مردم به ما متوسل شده اند همچنان که خودت فرموده ای و به فضل و رحمت تو امیدوارند و چشم انتظار احسان و لطف تواند اینها را از باران سودمند و فراوان و بی ضرر و زیان خود سیراب گردان و این باران را پس از بازگشت آنان به خانه هایشان نازل فرما!

یکی از حاضرین در آن اجتماع می گوید: به خدا سوگند همان لحظه حرکت ابرها در هوا شروع شد و رعد و برق پدید آمد، مردم به جنب و جوش افتادند که تا باران نیامده به خانه های خود برگردند.

حضرت علی بن موسی الرضا(ع) به آنان فرمود:

 آرام باشید! این ابر برای این منطقه نخواهد بارید برای فلان ناحیه می رود، آن ابر رفت و ابر دیگری به همراه رعد و برق آمد، مردم دوباره خواستند حرکت کنند، امام فرمود: این ابر نیز به فلان قسمت خواهد رفت، در حدود ده ابر به همین ترتیب آمد و از فضای منطقه عبور کرد و هر بار امام (ع) فرمود: این ابر برای شما نیست. یازدهمین ابر از راه رسید. امام رضا(ع) فرمود: این ابر را خداوند متعال برای شما فرستاده است، در برابر فضل و کرم خداوند، شکر کرده و به سوی منازل خویش بازگردید تا شما به خانه نرسیده اید باران نخواهد بارید.

آنگاه امام رضا(ع) از فراز منبر پائین آمده و مردم نیز به خانه هایشان رفتند، در همین هنگام بود که باران شدیدی نازل شده و تمام حوض ها، گودالها و نهرها را پر کرد .

 مردم با خوشحالی تمام می گفتند:

کرامتها و الطاف الهی بر فرزند رسول گرامی اسلام(ص) مبارک باد.

بعد از نزول باران و سیراب شدن زمین از برکات الهی و خوشحالی مردم، حضرت رضا(ع) به میان جمعیت آمده و آنان را موعظه کرده و به شکرگزاری از نعمتهای الهی به درگاه پروردگار منان دعوت نمود.

اینجاست که از ته دل و عمق جان خطاب به اهل بیت (ع) عرضه می داریم:

اراده و مشیت پروردگار عالم در تدبیر امور جهان به سوی شما می آید و از خانه های شما به دیگر جاها می رسد.

منبع:کتاب ارزنده عیون اخبار الرضا نوشته شیخ صدوق (ره)

 

ارسال در تاريخ پنجشنبه 1388/08/07 توسط س.م.ع

 

قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُون‏  الّذينَ هُمْ في‏ صَلاتِهِمْ خاشِعُون‏(۱و۲/مومنون)

مؤمنان رستگار شدند ،آنها كه در نمازشان خشوع دارند.

مقدمه

رستن از خودِحیوانی و توقف نکردن درخودِ انسانی و جهش به قله خودِ الهی هدف انسانه،

كلمه‏ى «فَلاح»درزبان قرآن  به معنى رستنه، شايد دليل اينكه به كشاورز، «فَلّاح» میگن این باشه

 كه وسيله‏ى رستن دانه رو فراهم مى‏كنه.

دانه كه در خاك قرار مى‏گيره با سه عمل خودش رو نجات مى‏دهه و به فضاى باز مى‏رسه

 ۱-ريشه‏ى خودش رو به عمق زمين می رسونه.


۲- مواد غذايى زمين را جذب مى‏كنه. 

 ۳-خاك‏هاى مزاحم را دفع مى‏كنه.


 انسان هم براى رهايى ازخودهای خود ودیگرساخته و رسيدن به فضاى خودِالهی و نجات از

تاريكى‏هاوتنگناهای خودحیوانی و  بندگی دیگران  که دانش و اندیشه محدود بشری 

 موجبش شده بايد مثل دانه همون سه  عمل رو انجام بده

۱-  ريشه‏ى عقايد خود ش رو از طريق استدلال محكم كنه.

۲-  از امكانات خدادادى هرچی موجب تكامل و رشد معنویشه جذب بكنه.

 ۳-  تمام عوامل بازدارنده و مزاحم را كنار بزنه و هر معبودى جز خدا رو با كلمه

 «لا اله» کناربزاره تا به خودِ ملکوتی برسه

*** روزی بیست بار در اذان و اقامه می شنویم و می گوییم حَیَّ علی الفَلاح

 تا راه درست رو گم نکنیم

وبرای این که در این رهروی به مقصد و مقصود برسیم

باید بی کم و کاست در محضر پروردگارباشیم.

 

***از این آیه میشه فهمیدکه نماز شاهراه رستن و رسیدن به محبوبه

*** از این آیه میشه فهمید که نقش تعیین کننده در این حضور کیفیت حضوره

            نه فقط شکل حضور

*** از این آیه میشه فهمید که باورمندان واقعی به خدا نشونه دارن

 و این نشونه نمازه که صد البته در هر مسلکی این علامت وجود داره

 

حضورقلب در نماز یعنی چه؟!

خیلی هامون از حواس پرتی و عدم تمرکز در نماز شاکی هستیم!

عزیز من!

قوه ی خیال آدمی اگه با زحمت مداوم تربیت نشه ،از این شاخه به اون شاخه می پره

  وقرار و آروم نداره!

برای همینه که تونماز قبل از هرچی باید تلاش کنیم از یاد خدا غافل نشیم

 والبته این کار همچی هم آسون نیست.

و این پرنده خیال رو آروم کردن ورام کردن به میزان شناخت و انگیزه هرکس بستگی داره!

 

چند نکته رو یادآور میشیم شاید برای حاضرشدن در محضر یارمفید باشه 

 

۱- به معنا و مفهوم الفاظ نماز توجه بکنیم

۲-تا جایی که امکان داره به علت وفلسفه ی افعال نمازشناخت پیدا کنیم

۳-برای انجام مقدمات نماز ازفبیل وضو،اذان و اقامه اهمیت ویژه بدیم

۴- حتی المقدور نماز رو به جماعت ودر مسجد بخونیم

۵- زندگی وحال وهوای اولیای خدا رو مطالعه کنیم

۶-شناختمون در باره فلسفه وجودی نماز رو بیشتر کنیم

۷-جایی که نماز می خونیم رو آراسته کنیم وجای خاصی رو در خونه برای نماز در نظر بگیریم

-سروصدا نباشه

- تصاویر و نقاشی روبرومون نباشه

- ازجلومون کسی رد نشه

- و....

۸-رعایت آداب ظاهری نماز(به هنگام قیام به مهر، درتشهدبه دامن،در رکوع به پاها نگاه کنیم)

۹- خوندن نماز در اول وقت

۱۰- مطالعه و تفکر در باره زندگی جاودانه آدمی درجهان دیگر

 ودل را از محبت اوهام و خیالات ووابستگی های زود گذردنیا خالی کردن

 وعشق خداوند را در دل و جان پروراندن.

۱۱- دوری ازویروس های آلاینده روح از قبیل تهمت و غیبت بسیار درتمرکزما موثر است.

*********

.... می گفت داداش من!

کسی که به خدا اعتراض داره وعقل و دلش به خدا گره نخورده

  که نمی تونه اورو عاشقانه پرستش کنه!

گفتم درست میگه!!!

ریشه بی نمازی ها و بدنمازی و سست نمازی هامون اینه که تو توحید به معنای

واقعیش گیر داریم!

و به نظر نویسنده اگه تموم عمرمون رو روی این مساله بزاریم و تنها ۲ رکعت نماز در

حضورش حاضر باشیم بسمونه!

بسم الله الرحمن الرحیم.....

 

 

ارسال در تاريخ سه شنبه 1388/07/21 توسط س.م.ع

 

روزی روزگاری شهری بود که موذنی بسیار بد آواز داشت. وقتی او اذان میگفت، خاص وعام سردرد می شدند. کودکان ترسان از خواب می پریدند و همه از او در عذاب بودند. تا یک روز او با قافله ای عازم مکه شد. در میان راه به وادی کافران رسیدند ودر همان جا اردو زدند.موذن قصد اذان کرد. همه از او خواستند در سرزمین کفار اذان نگوید تا جنگ و دشمنی به وجود نیاید.

موذن گوش نکرد و صدای اذان گوش خراشش  در سراسر وادی کفر پیچید. هنوز لحظاتی از صدای اذان او نگذشته بود که کافری شمع به دست به سوی او آمد و با خود هدیه ای آورد،هدیه ، حلوا و جامه ای لطیف بود. گفت: "موذنی که صدای او در دیار ما پیچید ، کجاست؟ که صدای اذان او راحت جان من بود."

همه با تعجب به هم نگاه کردند. مرد کافر، که دلیل تعجب آنان را می دانست، گفت:" دختری دارم که آرزویش مسلمان شدن بود. هر چه کردم ، هر چه به او پند دادم، هر چه به او وعده می دادم، دست از این ایمان و آرزو برنمی داشت.من در عذاب بودم و هیچ چاره ای برایم باقی نمانده بود. تا صدای این موذن بلند شد.

دخترم سوال کرد که این آواز زشت ، چیست؟ خواهرش گفت: بانگ اذان و شعار مسلمانان است. او باور نکرد و از دیگران پرسید.همه به او همین جواب را دادند.او به این یقین رسید که این آواز زشت ، شعار مسلمانان است ، دست از مسلمانی کشید و من آسایش روح و روان یافتم و حالا برای تشکر از این موذن زشت آواز ، برایش هدیه آوردم."

چون بدیدش گفت این هدیه بگیر

چون مرا گشتی مُجیر و دستگیر

آنچه کردی با من از احسان و بِرّ

بنده ی تو گشته ام من مستمِرّ

مثنوی معنوی

 

ن ک:  پیام خوب راچه کسی بیان کند!

ن ک:عسل درظرف آلوده ودر دستان جذامی تهوع آور است!

ن ک: هر متدینی لزوما یاری گر دین نیست!

ن ک: عناصر پنج گانه تبلیغ دین باید باهم هماهنگی و تناسب داشته باشد!

ن ک: پدر و مادر،معلم و مربی، روحانی و... دروغ گو و ریاکارنمازگریز و دین گریز هستند!

ن ک:لطفا ازدوستی های خرس مابانه  در ارتباط با نونهالان خویش دست بر داریم!

ن ک: با دستان مبارک خودمان (والدین) دل و جگر خویش(فرزندان ) را در دهان گرگ های گرسنه نگذاریم!

ن ک: کارشناسان دینی با بد سلیقگی وبه کارگیری روش های غلط مفاهیم زیبای دین را درچشمان

پاک نوجوانان زشت ننمایانند.

ن ک:  نگارنده خیلی می ترسه وقتی این حرفا رو می زنه چون خودش شاید همون موذنه باشه!

دوستم باشید و عیوبم رو بهم هدیه کنید.

ن ک: این اذونی رو که می شنوید یکی از با حال ترین هاست. شما نظرتون چیه؟

 

.... تو که قرآن بدین نمط خوانی

      به بری رونق از مسلمانی

ارسال در تاريخ سه شنبه 1388/07/07 توسط س.م.ع
 

قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى

وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى

                           (آیات 14و15 سوره اعلی)

Prosperous is he who has cleansed himself

and mentions the Name of his Lord, and prays

 

به يقين كسى كه پاكى جست (و خود را تزكيه كرد)، رستگار شد.

و (آن كه) نام پروردگارش را ياد كرد سپس نماز خواند!

 

***خب ماه رمضون تموم شد ! خودت رو پیدا کردی؟

رهایی ازخود دروغین +درد مردمان داشتن+عاشقانه با خدا بودن(درددین داشتن)=فلاح وسعادت

                   قدافلح من تزکی                   وذکراسم ربه فصلی

 

*** آزاده همیشه دربند!

ماه رمضون اومد که این آزاده ی همیشه دربند رو به اصل خودش برگردونه!

اسیر و بندی چی و کی؟!

خیالات واوهام وآرزوها

باورهای خرافی وبی پایه

آدم های مثل خودم

خودشیفتگی ها وخودستایی های کینه و حسدها(بدترین نوع اسارت)

و.....

 

*** منظور از تزکیه درآیه شریفه :

1-بازگشت به خدای مهربان (توبه)

2- انفاق در راه خدا(دردمحرومان داشتن)

از امام صادق علیه السلام از معنای دوآیه فوق سوال شد،فرمودند:

قدافلح من تزکی یعنی آنکس که زکات فطره بپردازد

وذکراسم ربه فصلی یعنی آنکس که برای اقامه نماز عیدفطر به سوی صحرا رود.

ودر روایات دیگری هم این معنی اومده.

 

*** ماه رمضون سعی کردیم موانع تکامل وحجاب های فطرت خدایی مون رو برداریم.

وچنین شد که روز اول ماه شوال روز رونمایی فطرت انسانی ماست!

آری!

عید فطر

 روز تحول ریشه ای و عمیق انسان

 روز تکمیل باور انسان به مبداء هستی

روز بهسازی و پاکسازی روحی

 که یه ماه تلاش کرده از دست نفس بهیمی خودش رو نجات بده

 

*** نگاهی گذرا به آموزه های دینی بیانگر این حقیقته که

                             هیچی مثل نماز ودعا و ذکر درشب وروز

                                   عید فطرآدم رو به واقعیت آیه (وذکراسم ربه فصلی نزدیک نمی کنه!)

پبشوایان معصوم علیهم السلام شب عید رو کمتر از شب قدر نمی دونن

                                                    وبر احیا ی اون و نماز و نیایش اون شب توصیه می کنند.

اعمال صبحگاهی وقبل و بعداز نماز فطر همه می رسونن که:

 این قطرهای سرگردان درسایه عمل به آیه فوق

می تونن خودشون رو به اون دریای پایان ناپذیر برسونن.

********

تبریک به همه اونایی که با همه وجود درپگاه روز عید دورکعت حضور بجای می آورند.

 

*** دوستان عزیز بیایین این دعای قنوت نماز عید فطر رو از همین حالا زمزمه کنیم

       و به یکدیگه هدیه کنیم.(نمی دونی چقده این جملات حال میده)

 

اللهم انی اسئلک خیر ماسئلک به عبادک الصالحون

واعوذ بک مما استعاذ به عبادک المخلصون

اللهم ادخلنا فی کل خیر ادخلت فیه محمداً وآلَ محمدٍ

واخرجنا من کل سوءٍ اخرجتَ منهُ محمداً و آلَ محمدٍ

 

(درنوشتن مطالب از تفسیرهای نمونه،ترجمه المیزان ،اطیب البیان و احسن التفسیر

 استفاده شده است.)

 

 

ارسال در تاريخ جمعه 1388/06/27 توسط س.م.ع
 

...

وسلام

           قولا من رب الرحیم

...

         وسپاس قلبی ودعای نیمه شبی نثارهمه یاران

...

       والتماسی ازاعماق وجود از او از تو از

                                              اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین

                                             اللهم

                                             اللهم

                                               اللهم انی اعوذ بک من صلاۀ لا ترفع

 

وچه حلاوتی دارد آنگاه که تو مرا در قنوتت یاد می کنی

و من تورا در مصرع نخستین بیت غزل ربنای خویش می سرایم

....

     وارائه چکیده دیدگاههای دوستان بر یادداشت قبل بماند برای فرصتی  و مجالی دیگر

     وباز هم منتظر دیدگاههای دوستان دیگر در باره همان یادداشت هستم.

....

     بهترین های بهار نیایشگران

                               اخلاقی خوش  از سر عشق با اهل خانه و اداره و به ویژه فرزندان

                                نمازی ونیایشی با طهارت ظاهر و باطن

                               لقمه ای در دهان گرسنه ای نهادن وغبار فقر از چهره ناداری پاک کردن

.....

واما رمضانیه ی من

رمضان!

         به ما آموختی

                            مومن

                                   اسیر نفس

                                                    وابسته ی دل

                                                                    شیفته ی عقل  خویش نیست.

                                                                                                              اوتنها

                                                                                             فرمانبردار خداوندحکیم است

وپرحرفی نیز ممنوع!!!

 

 

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه 1388/06/11 توسط س.م.ع
 

این سفر هم گذشت

داوری اش با او که هم شاهد است و هم حاکم

با نگاه ظاهری خودم نتایج خوبی داشت

*هم اندیشی با دلسوزان ترویج فرهنگ نماز در مشهدالرضا

*حضورو گفتگو با مردم با صفا و خونگرم و متدین درچند نوبت در شهر فردوس خراسان جنوبی

*زیارت آقا امام رضا علیه السلام دردونوبت خیلی کوتاه اما سرنوشت ساز و متفاوت با گذشته

*دیدار پدرو مادروتعداد قابل توجهی از اقوام درچه یک(صله رحم)

*توفیق یادآوری دوستان وهمراهان وبلاگی در محضر حضرت رضا علیه السلام

وچه لذت بخش بود آن نماز و زیارتی که به نیابت شما بود

*کسب تجربیات جدید و پیدا کردن برادران دینی بیشتر

*آشنا شدن با نقاطی دیگر از کشور عزیزم ایران که بسیار متفاوت با گذشته دور بود

++++++++++++++

می خوام اگه اشکالی نداره چند سوال مطرح کنم

خیلی برام مهمه و دوست دارم کمکم کنید.

 

اما قبل از طرح سوالات بشنویم از دوست سخنی

در سفارشی رسول خاتم صلی الله علیه و آله به امام علی می فرماید:

ای علی ،پنچ چیز دل را نورانی می کند:

۱- کثرت تلاوت سوره توحید(قل هوالله احد...)

۲- کم گویی

۳-همنشینی با دانشمندان الهی

۴- اقامه نمازشب

۵- گام نهادن در راه مسجد

المواعظ العددیه ص ۲۵۸

 

واما پرسش ها:

۱- به نظر شما جایگاه ونقش امام جماعت در مسجد چیست؟

(به عبارتی امام جماعت چه مسوولیت هایی را در مسجدبه عهده دارد وجایگاه وی

 در بین سایرافراد فعال در مسجد کجاست؟

 

۲- وجود چه ویژگی هایی در امام جماعت مسجد موجب جذب و یا دفع نمازگزاران

 جوان به مسجدمی شود؟

(لطفا این ویژگی ها را برای هریک از عوامل جذب یا دفع به طور جدا گانه بیان کنید)

 

سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد

مابه او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود

حافظ

ارسال در تاريخ دوشنبه 1388/05/19 توسط س.م.ع
 

اگه خدا بخواد برای یه سفر کاری میرم مشهد الرضا

 (که اگه یه جو اخلاص توش باشه بازهم برای امر الهی نمازه)

به لطف و کمک حق پابوسی آقا میرم و به جای همه تون سلامی و کلامی و نمازی و نجوایی

خیلی دلم برای خیلی چیزا تنگ شده

شاید سودایی شدم و غوغایی

البته بادعایی و ثنایی و نیم گوشه نگاهی از جانب کیمیا گران خاک و آلیاژهای پست

و صد البته با گامی و تلاشی چند

دیگر نه حالی مانده و نی قال و مقالی

و دو صد البته چشم به راه دعای رفیقان و همراهان

 

از هرچه بگذریم سخن دوست خوشتر است

پس با گوش جان شعر خانم عرفان نظر آهاری رو با عنوان

پله پله تا خدا رو می خونیم

-------------

آسمان نشسته است

روی شانه ی اذان

کوچه کوچه می رود

می چکد بهار از آن

**

یک فرشته بازهم

پهن کرده جا نماز

می شود در بهشت

رو به دل دوباره باز

**

با دو دستی از نیاز

نردبانی از دعا

پله پله می روم

تا سپیده تا خدا

**

می رسد دلم به ابر

این دلم کبوتری است

پشت کوچه های ابر

صبح شکل دیگری است

**

پشت کوچه های ابر

خوبی فرشته هاست

فصل آبی دعا

مهربانی خداست.

 

ارسال در تاريخ شنبه 1388/05/10 توسط س.م.ع
 

عید مبعت چند سال قبل یادم میاد که تاریخ تحلیلی اسلام می گفتم

گفتگوی جالبی بود ،من هم بحث رو به خود کلاس واگذاشته بودم.

به دقت گوش می کردم.

مریم پرسید:

آیا این 124000 هزار پیامبری که خداوند برای راهیری مردم فرستاده برای مردم و سرزمین

خاصی بوده یا اینها بین مردم و سرزمین های گوناگون توزیع شدند وقاره ها ی مختلف از

 وجود این راهبران الهی برخوردار بودند؟

چند نفری با توجه به مطالعاتی که داشتند و شنیده هاشون  درنفی و اثبات حرفایی زدند.

20 دقیقه ای به همین منوال گذشت.

اسماعیل گفت خب  بچه ها حالا نوبت استاده بزارید ببینیم نظر ایشون چیه.

این آیه رو روی تابلو نشستم و ازشون خواستم ترجمش کنند.

وَ لَقَدْ بَعَثْنا في‏ كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَ مِنْهُمْ

مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبينَ (36نحل)

ترجمه:

ما در هر امتى رسولى برانگيختيم كه: «خداى يكتا را بپرستيد و از طاغوت اجتناب كنيد!»

خداوند گروهى را هدايت كرد و گروهى ضلالت و گمراهى دامانشان را گرفت پس در روى

 زمين بگرديد و ببينيد عاقبت تكذيب‏كنندگان چگونه بود!

گفتم بچه ها اجازه بدید اول ببینیم معنای امت چیه؟

" امت" از كلمه" ام" به معنى مادر و يا به معنى هر چيزى كه ديگرى را به خود ضميمه

مى‏كند اومده، و از اين رو به هر جماعتى كه در بینشون يه نوع وحدت، از نظر زمان يا

مكان يا تفكر و يا هدف  باشه امت ميگن، و از بررسى موارد استعمال این واژه

در قرآن كه به 64 مورد می رسه  اين واقعيت تاييد میشه.

خلاصه حرف اینه که:

-         تاریخ نمی تونه تنها مرجع پاسخگویی به این سوال باشه

-         علاوه بر تاریخ باید به روایات معتبر اسلامی وکتاب های تفسیری و در درجه اول

 به کتاب خدا مراجعه کنیم

-         قرآن و روایات تایید می کنن که هرجا گروه قابل توجهی ازآدمیان بوده اند که

هم هدف و هم فکر و هم زمان بوده اند قطعا رسولان الهی در میانشان بوده اند

حالا این امت هرکجا یاشند و هر زبانی داشته باشند.ودر قرآن می خونیم که سوال و

بازخواست مردمان منوط به ارسال رسولان به سوی آنان است و این نکته بیانگر

 برخورداری امت ها از پیامبران الهیه.

سلماز(که دستی در قرآن داره وبه راحتی از کنارآیه ای که در کلاس نوشته یا

خونده میشه نمیگذره)ازم خواست بیشتر درباره آیه ای که روی تابلو نوشته بودم

 صحبت کنم.

آره بچه ها نکته مهمتر محتوای ارسال  و پیام پیامبران الاهیه وهدفشونه

پایه دعوت رسولان دو چیزه:

1-    دعوت به توحید و بندگی خدا

2-    ترک بندگی طاغوت (كلمه‏ى «الطَّاغُوتَ» براى مبالغه‏ى طغيان بكار میره. در قرآن به

شيطان، ستمگران و مستكبران و بت‏ها، كه مايه‏ى طغيان و نافرمانى خدا هستند،

«طاغوت» گفته شده است.

اين كلمه جمع بسته نمى‏شود و هم در مورد مفرد بكار مى‏رود «يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ»

 و هم در مورد جمع «أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ»)

آره حقیقت اینه خداپرستى با پذيرش سلطه‏ى طاغوت‏ها و ستمگران، نمى‏سازد.

و با عبادت و اتصال به خداوند، انسان قدرت مبارزه با طاغوت‏ها، پيدا مى‏كند.

البته گاهی وقتا ممکنه اون طغیانگر و سرکشی که با بنده خدا شدن نمیسازه

خودمون باشیم اگه جنبه های حیوونی مون بر جنبه انسانی غلبه و تسلط پیدا کنند

 و ازشون پیروی کنیم و رهبری مون رو به دست بگبرن خود این بزرگترین طاغوته.

مثلا در نظر بگیرید که وقتی از نماز به عنوان  یکی ازجلوه های بندگی

 در آموزه های دینی مون  سخن به میان میاد بعضی میگن خب، ما خودمون نوع و قالب و

محتوی ای ارتباط رو تعیین  می کنیم!

همچین خیلی راحت خودشون رو می پرستن و خواسته های خودشون رو!

خیلی چیزا رو در عالم هستی ما نمی تونیم تعیین کنیم این یه واقعیته.

اصلا با کدوم علم و معرفت و تجربه یقینی می تونیم بفهمیم که این ارتباط خود ساخته

 و خود خواسته رو خدا ازم می پذیره!

آیا واقعا عقل ما می تونه ؟

برای همینه که پیامبر(ص) می فرمود: صلّوا کَما رَایتُمونی اُصَلّی

آنگونه که من نماز رو اقامه می کنم شما اقامه کنید(در محتوا درشکل و فالب و...)

 

در این ره انبیا چون ساربانند

دلیل و رهنمای کاروانند

وز ایشان سید ما گشته سالار

همو اول همو آخر در این کار

اقبال لاهوری

 بچه ها ببخشید آیه خیلی حرفای دیگه هم برامون داره ولی الان نه حال ادامه دادن رو دارم نه هم

وقتشه.

 

**************

بعثت رسول اعظم خداوند رویش دوباره خرد وشکوفایی عشق ومحبت 

 در بوستان زمین بر همه خردورزان و محبت ورزان مبارک باد

 

 

 

 

ارسال در تاريخ دوشنبه 1388/04/29 توسط س.م.ع
قالب وبلاگ