تبليغاتX
سرود رهایی
سرود رهایی
رمز و رازهایی از نماز
 

عید مبعت چند سال قبل یادم میاد که تاریخ تحلیلی اسلام می گفتم

گفتگوی جالبی بود ،من هم بحث رو به خود کلاس واگذاشته بودم.

به دقت گوش می کردم.

مریم پرسید:

آیا این 124000 هزار پیامبری که خداوند برای راهیری مردم فرستاده برای مردم و سرزمین

خاصی بوده یا اینها بین مردم و سرزمین های گوناگون توزیع شدند وقاره ها ی مختلف از

 وجود این راهبران الهی برخوردار بودند؟

چند نفری با توجه به مطالعاتی که داشتند و شنیده هاشون  درنفی و اثبات حرفایی زدند.

20 دقیقه ای به همین منوال گذشت.

اسماعیل گفت خب  بچه ها حالا نوبت استاده بزارید ببینیم نظر ایشون چیه.

این آیه رو روی تابلو نشستم و ازشون خواستم ترجمش کنند.

وَ لَقَدْ بَعَثْنا في‏ كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَ مِنْهُمْ

مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبينَ (36نحل)

ترجمه:

ما در هر امتى رسولى برانگيختيم كه: «خداى يكتا را بپرستيد و از طاغوت اجتناب كنيد!»

خداوند گروهى را هدايت كرد و گروهى ضلالت و گمراهى دامانشان را گرفت پس در روى

 زمين بگرديد و ببينيد عاقبت تكذيب‏كنندگان چگونه بود!

گفتم بچه ها اجازه بدید اول ببینیم معنای امت چیه؟

" امت" از كلمه" ام" به معنى مادر و يا به معنى هر چيزى كه ديگرى را به خود ضميمه

مى‏كند اومده، و از اين رو به هر جماعتى كه در بینشون يه نوع وحدت، از نظر زمان يا

مكان يا تفكر و يا هدف  باشه امت ميگن، و از بررسى موارد استعمال این واژه

در قرآن كه به 64 مورد می رسه  اين واقعيت تاييد میشه.

خلاصه حرف اینه که:

-         تاریخ نمی تونه تنها مرجع پاسخگویی به این سوال باشه

-         علاوه بر تاریخ باید به روایات معتبر اسلامی وکتاب های تفسیری و در درجه اول

 به کتاب خدا مراجعه کنیم

-         قرآن و روایات تایید می کنن که هرجا گروه قابل توجهی ازآدمیان بوده اند که

هم هدف و هم فکر و هم زمان بوده اند قطعا رسولان الهی در میانشان بوده اند

حالا این امت هرکجا یاشند و هر زبانی داشته باشند.ودر قرآن می خونیم که سوال و

بازخواست مردمان منوط به ارسال رسولان به سوی آنان است و این نکته بیانگر

 برخورداری امت ها از پیامبران الهیه.

سلماز(که دستی در قرآن داره وبه راحتی از کنارآیه ای که در کلاس نوشته یا

خونده میشه نمیگذره)ازم خواست بیشتر درباره آیه ای که روی تابلو نوشته بودم

 صحبت کنم.

آره بچه ها نکته مهمتر محتوای ارسال  و پیام پیامبران الاهیه وهدفشونه

پایه دعوت رسولان دو چیزه:

1-    دعوت به توحید و بندگی خدا

2-    ترک بندگی طاغوت (كلمه‏ى «الطَّاغُوتَ» براى مبالغه‏ى طغيان بكار میره. در قرآن به

شيطان، ستمگران و مستكبران و بت‏ها، كه مايه‏ى طغيان و نافرمانى خدا هستند،

«طاغوت» گفته شده است.

اين كلمه جمع بسته نمى‏شود و هم در مورد مفرد بكار مى‏رود «يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ»

 و هم در مورد جمع «أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ»)

آره حقیقت اینه خداپرستى با پذيرش سلطه‏ى طاغوت‏ها و ستمگران، نمى‏سازد.

و با عبادت و اتصال به خداوند، انسان قدرت مبارزه با طاغوت‏ها، پيدا مى‏كند.

البته گاهی وقتا ممکنه اون طغیانگر و سرکشی که با بنده خدا شدن نمیسازه

خودمون باشیم اگه جنبه های حیوونی مون بر جنبه انسانی غلبه و تسلط پیدا کنند

 و ازشون پیروی کنیم و رهبری مون رو به دست بگبرن خود این بزرگترین طاغوته.

مثلا در نظر بگیرید که وقتی از نماز به عنوان  یکی ازجلوه های بندگی

 در آموزه های دینی مون  سخن به میان میاد بعضی میگن خب، ما خودمون نوع و قالب و

محتوی ای ارتباط رو تعیین  می کنیم!

همچین خیلی راحت خودشون رو می پرستن و خواسته های خودشون رو!

خیلی چیزا رو در عالم هستی ما نمی تونیم تعیین کنیم این یه واقعیته.

اصلا با کدوم علم و معرفت و تجربه یقینی می تونیم بفهمیم که این ارتباط خود ساخته

 و خود خواسته رو خدا ازم می پذیره!

آیا واقعا عقل ما می تونه ؟

برای همینه که پیامبر(ص) می فرمود: صلّوا کَما رَایتُمونی اُصَلّی

آنگونه که من نماز رو اقامه می کنم شما اقامه کنید(در محتوا درشکل و فالب و...)

 

در این ره انبیا چون ساربانند

دلیل و رهنمای کاروانند

وز ایشان سید ما گشته سالار

همو اول همو آخر در این کار

اقبال لاهوری

 بچه ها ببخشید آیه خیلی حرفای دیگه هم برامون داره ولی الان نه حال ادامه دادن رو دارم نه هم

وقتشه.

 

**************

بعثت رسول اعظم خداوند رویش دوباره خرد وشکوفایی عشق ومحبت 

 در بوستان زمین بر همه خردورزان و محبت ورزان مبارک باد

 

 

 

 

ارسال در تاريخ دوشنبه 1388/04/29 توسط س.م.ع

 

... تختي وقتي مي‌آمد باشگاه، دو تا لنگ با خودش مي‌آورد: يكي براي تمرين و يكي براي نماز . مشهدي علي دلال باشي، سرايدار سالن، همين كه تمرين غلام‌رضا تمام مي‌شد، مهر و لنگ مخصوص را مي‌داد دست او، بعد بي اعتنا به كساني كه آنها را زير چشمي مي‌پاييدند، مي‌ايستادند به نماز.

 در المپيك ملبورن استراليا هم كه امريكايي‌ها و روس‌ها را شكست داد و طلا گرفت، هنگام برگشت وقتي در فرودگاه مهرآباد خبرنگاري بي مقدمه از او پرسيد:

آقاي تختي شنيده‌ام شما و خانواد‌ه‌تان اعتقادات مذهبي محكمي داريد، آيا از اين نظر چيزي همراه خودتان به ملبورن برديد صورت جهان پهلوان به يك باره باز شد و گفت: من هميشه با خودم قرآن دارم.

(ماهنامه دیدارآشنا،شماره۸۸صفحه۵۰)

 

.... تا داروی اصلی باشه که آدم عاقل سراغ مشابهش نمیره!

....تا وقتی اشعه تابناک خورشید هست که آدم عاقل سراغ شمع نمیره!

عشق جاودانه،معشوق و محبوب جاودانه می خواهد آدم عاشق که

 سراغ معشوق چند روزه  وچند ساله نمیره!

.....در این مسیر به هیچ کس و هیچ چیز ؛حتی خوبان و خوبی های خودم نیز اعتماد نمی کنم

که همه زوال پذیر،مشابه، و شمعی بیش نیستند!

دست در دامان پیشوایم علی علیه السلام وفرزندان پاکش می آویزم که تنها آنان

اصلند و محوروماندگاروآفتاب!

خاک نشین کوی آن کسم که مرا بدین عشق رساند.

گرتو به تیغم زنی کز نظرم دورشو

سایه نگردد جدا ذره ای از آفتاب

ای تن اگربی دلی سر زکمندش مپیچ

وی دل اگر عاشقی روی زمهرش متاب

 

 

 

ارسال در تاريخ یکشنبه 1388/04/21 توسط س.م.ع

پسر عزیزم!

به خاطر همه خوبی هام و بزرگواری هام ازم تشکر کرده بودی! اخلاقم رو خوب می شناسی ،یه پدر براساس آموزه های دین مون در برابر فرزندانش وظایفی داره که هرگز برای سپاسگزاری نباید انجامش بده و حتی توقعش روهم نداشته باشه.ولی اصل تشکر در برابر نعمت های الهی وظیفه همه مون هست . هرکس که باشیم پدر یا فرزند، دوست و رفیق وهمسر وهمسایه وبیگانه .و ماهمه باید بپذیریم مجرای فیض او به بندگانش هستیم و وسیله. اما خب استفاده به جا و درست استفاده کردن از این وسایل مادی و معنوی که همه شون نعمت های در اختیار هستند خودش مهمترین سپاسگزاریه.

و اما بزرگواری!!

نه عزیز دلم ،اگه به عنوان یه پدر معمولی که کمترین زحمتی رو برای تربیت صحیح شما متحمل نشده و سخت از تو و برادرت و بیشتر از همه در برابر خداوند احساس شرمندگی می کنم، منو بپذیرید و بپذیره کلی هم ممنونم و ناتوان از شکر این نعمت بزرگ.

سیزدهم رجب سالروز ولادت بهترین پدر انسان و انسانیته و تو به همین مناسبت برام پیام فرستادی

می دونی که کمم نصیحتت نکردم

این روزا تا با پدری با دخترو پسرش می خواد از تجربیات تلخ و شیرین زندگیش بگه فورا متهم به این میشه که باز می خوای نصیحت کنی!؟

تو می دونی که نصیحت نفی استقلال وسلب تصمیم نیست،

نصیحت به معنای دلسوزی نیست

نصیحت به معنای بیان آرزوهای بر باد رفته پدر و تجلی آن در فرزند نیست

نصیحت به معنای تحمیل خواست ها و باورهای به حق یا ناحق نیست

نصیحت به معنای تاریک جلوه دادن آینده نیست

نصیحت در یه جمله خیرخواهی برای طرف مقابله ، اون هم با شرایطش.

نصیحت گر اولش خیر و شر رو بشناسه و بفهمه

خودش پیمونه اش از خیر پر باشه که بتونه سرریزش کنه ،یعنی خودش رفتارش از خوبی و خیر موج بزنه(حد اقل در همون مواردی که نصیحت می کنه)

طرف مقابل حکم جونش رو داشته باشه ،مسلمه که آدم عاقل در مقابل دردی که دل و جیگرشو تهدید می کنه آروم نمیشینه و....

بذار سخن کوتاه بکنم و از زبان اون خیر خواه دوست و دشمن با هم حرف بزنیم که برای هردومون خوب باشه.

پسرگلم و همه گل پسرای من!

امام علی علیه السلام فرمود:

از پرخوری بپرهیزید که دل را سخت کند،

وموجب بی حالی و سستی درنماز و تباهی بدن گردد.

(همین حدیث می تونه یه پروژه تحقیقی برای دانش جویان علم پزشکی باشه و یه راهکار خیلی ساده برای منو تو که از نمازمون لذت نمی بریم)

و در سخنی دیگرآن پدرآسمانی فرمود:

                نماز رحمت الهی را فرودآورد

(آری ذهن جستجوکر علل و اسباب که به دنبال مهر الهی و خوشبختی است آن را در ارتباط سازمان یافته و اساسی با مبدا ء هستی بیابد)

مجتبی عزیزم!

خوب می دونی که در این روزگار وانفسا که همه در گیر خویشند و غافل از همه چیز ودورو برما رو دود خود پرستی وشیطان محوری  فرا گرفته باید دنبال یه پناهگاه امن و مطمئن بود!

و امام ما چنین راهنماییمون می کنه که:

نماز قلعه و دژخدای مهربان وپناهگاهی است در برابر حملات

(پیدا و پنهان) شیطان(و شیاطین گوناگون)

پسر فرهیخته و اندیشمندم!

بهترین هدیه ات به پدر ، همراهی پیوسته و مستمر با آن پدر آسمانی است .همین

همسرت را عزیز بدار که عزت توست و عزت فرزندان تو

افراط و تفریط رو زیر پاهات له کن همه رو دوست بدار ولی برای دوستیهات معیار داشته باش.

دعایت می کنم، و دعایم کن نازنین پاک سرشت من.

سالروز میلاد پر افتخار بهترین پدر هستی ،مولود کعبه امام علی علیه السلام مبارک باد

 

 

 

 

ارسال در تاريخ یکشنبه 1388/04/14 توسط س.م.ع

دل همه روز از لگد کوب خیال

وز زیان وسودُ وز خوف زوال

نی صفا می ماندش نی لطف و فر

نی به سوی آسمان راهِ سفر

مثنوی دفتر اول

 

جلسات اول خیلی به حرفا و گفته هام توجهی نداشت.می گفت به نمره ی این درس احتیاج

داره،نمی دونم چه اتفاقی افتاده بود که از جلسه پنجم – ششم خیلی جدی شده بود .

دیگه تو دفتر و وقت استراحت هم دست بردار نبود .مثل اینکه قرار بود هرچی از بچگی تو ذهنش

تلنبار شده بود بریزه بیرون!

اون روز یه جور دیگه ای بود،اصلا تو کلاس نبود!( بالاخره بعد از بیست سال معلمی وسرو کله

زدن با گروههای سنی و تحصیلی مختلف این چیزا رو خوب می فهمیدم)

کلاس تموم شد و به روم نیاوردم، تو راهرو جلومو گرفت!

-         استاد!

-         بله

می خوام کمکم کنید!

ادامه داد، حرفای شما ،برخورد منطقی تون، دلایلتون، وضعیت خونواده ،حرفاشون ،

چیزایی که می بینم و میشنوم  دیوونم کرده! نمی دونم، پاک گیج شدم استاد!

(حرف تازه ای نبود ، دچارپارادوکس عجیبی شده بود . منم این وضعیت رو زیاد دیده بودم

و تو دوره جوونیم برا خودم پیش اومده بود)

-         خیلی خونسرد بهش گفتم واقعا می خوای راهنماییت کنم؟

-         خب، برا همین مزاحم وقتتون شدم

-         گفتم برو نماز بخون

 

اولین نمازت رو همین الان برو تو حرم بخون (حرم امام هشتم)

بدجوری نگام کرد کارد می زدیش خون در نمی اومد!

-         استاد! همین،برم نماز بخونم؟!من حرف دارم می خوام قانعم کنین،حقیقت رو بهم بگین.

مطمئنم حرفاتون می تونه من عوض کنه.

(راستش ایجاد تغییر یه پیمونه ی سرشار از خلوص و رهایی از خویشتن می خواد که من

ندارم.تازه تو ذهنمم همچین چیزی نبود که بخوام کسی رو عوض کنم. باید به چیزی و

جایی راهنماییش می کردم که بارها  چه در مورد خودم و چه در مورد دیگران تجربش

کرده بودم.)

-         ببین دخترم !

من حرفام رو تو کلاس زدم ، باورم اینه که حرفا و جملات عارفانه و ادیبانه و منطقی

همش یه نشونه هستن ،تغییر و تحول موندگار به اراده و خواست خودت بستگی داره

که اینو داری و دیگه توفیق و همراهی خداوند که اینو باید حرکت عاشقانه و مخلصانه

به طرف خودش به دست بیاری.

اگه می خوای از این تضادهای شکننده آزاد بشی باید سراغ یه دم مسیحایی بری

یکی که پیش خدا محبوبه .برای همینه که بهت میگم برو حرم.

الان هم معطلش نکن جانم

حرفای منو یه فرضیه تلقی کن که باید با آزمون به صحت و سقمش رسید

اونایی که دنبال کشف یه حقیقتند سی سال عمرشون رو میذارن رو یه حشره

ما چرا بی رنج دنبال گنج می کردیم؟!

..... وقتی دید اینقده با اطمینان میگم برو برای رهایی ذهنت ،جسمت، روحت نمازبخون

گفت: باشه استاد! باشه بعد از ده سال دو باره میرم نماز خوندنو شروع می کنم.

..... ترم تحصیلی مثل برق و باد می گذشت .

سوالات مهسا دیگه کلی نبودند .درجزئیات و مسائل کاربردی وارد می شد. کلیات یه

منطق سالم  دینی رو از آثار آقای مطهری گرفته بود.

ولی همچنان پرسشگر بود و شادتر.

برنامه هفتگی داشت برای حرم رفتنش. خیلی ناراحت بود که درسش تموم میشه

و بر می گرده تهران و نمی تونه زود به زود بیاد حرم.

ترم آخر بود . آخرین ملاقات مهسا با من بود.دیدم با یه شاخه گل و یه جعبه شیرینی

و به همراه جوانی وارد دفتر کارم شدند .

 

-         قابل شما رو نداره استاد ، ایشون امیر همسرم هستند. دیشب پشت پنجره فولاد عقد

کردیم. قراره عصر یه جشن کوچیک به همراه خانواده هامون در هتل فانوس دریا داشته باشیم

خوشحال میشیم اگه شما هم در جشن ما باشین.....

 

هیچ کُنجی بی دد و بی دام نیست

جز به خلوتگاه حق ،آرام نیست

سربلندم من، دو چشم من بلند

بینش عالی امان است از گزند

مثنوی دفتر چهارم

 

 

 

 

 

 

 

ارسال در تاريخ یکشنبه 1388/04/07 توسط س.م.ع
قالب وبلاگ