







طبیعت در گردش بی وقفه ی خود باز به بهار رسید
ولی من حس می کنم کم کم دارم از بهار زندگیم دور ودور میشوم .
ترنم تسلیم و نماز نشانه های الهی گوش همگنان خویش می نوازد
وبوی خوش شوق و خرسندی آنان همسایگانشان را سرمست فروتنی در برابر آفریدگار می سازد
لیکن غریو نافرمانی و غرور من دل وجان مهمانان زمین و ساکنان آسمان را بر می آشوبد
و از جنس آدمی منزجر می سازد!
واینک مرا با همه گریز پایی و گران جانی
در کنار کوچکترین های هستی که سر بر آستانه ی بندگی توساییده اند قرارم ده!
و زمستان سرد عمر دلم را بهاری کن!
آری
بهار عمر خواه ای دل و گرنه این چمن هرسال
چونسرین صدگل آرد بار وچون بلبل هزارآرد
برخی را دست و دل دعا و تضرعی است درآستانه ی تحول طبیعت که نیکو سنتی است .
برخی را دعای سلامت است
و دیگری را دعای امنیت
و آن سومی را درخواست شفاعت
و هرکسی بر چرخ نیاز خویش نخ می ریسد
و بهار دلان را دعای زیارت یار!
وبهارآفرینان خرمی و شادمانی و خرسندی محبوب و...
ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر
بازآ که ریخت بی گل رویت بهار عمر
و من چه کنم!
چه بخواهم!
هیچ نخواهم بهتر است
آخر داشته ها را شایستگی می خواهد.
داشته ها وداده ها مسوولیت آفرینند
ووجودی سپاسگزار می طلبندکه حتی دریغ از زبانی آن.
و البته تلاشگران جاده تحول را نکوست که
برای من و امثال من تحولی عمیق و مدام از آن حی قیوم بخواهند
اما تو که تغییری در دل و جان و مسیر اندیشه و رفتار احساس می کنی
عاجزانه و با باوری عمیق از او بخواه بهار ۸۸ به حقیقت بهار باشد
از او با جدیت باران رحمتش را طلب کن
از دل و جان و زبان پاکان طریق حق مددگیر
از زبان محمد مصطفی (ص) علی مرتضی و امام ساجدان علیهما السلام خدا را بخوان
و اگر دستت به اولیای امور می رسد نماز باران را یادآور
و زمین را با چشمان خیست سیراب کن
بگذارید دولتیان همایش بحران خشکسالی و جیره بندی آب و... برگزار کنند و با علل و عوامل شناخته شده
سرگرم باشند
همین


عاشقان عیدتان مبارک روزگارتان بهاری

