تبليغاتX
سرود رهایی
سرود رهایی
رمز و رازهایی از نماز

               

 کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

زادروزآخرین ذخیره الهی بر منتظران عشق و عدالت و مهربانی

                                            مبارک باد

 

************

حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى‏ وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتينَ (238بقره)

بر انجام همه‏ى نمازها و (خصوصاً) نماز وسطى (ظهر)، مواظبت كنيد و براى خدا خاضعانه بپاخيزيد.

 نماز وسطى کدام نماز است؟

  با توجّه به شأن نزول آيه كه گروهى بخاطر گرمى هوا در نماز ظهر شركت نمى‏كردند و با توجّه به روايات و تفاسير، مراد همان نماز ظهر است.


توجّه به نماز در لابلاى آيات مربوط به مسائل خانوادگى،(لطفا آیات قبل و بعد رو مطالعه فرمایید) اشاره به آن است كه غرائز و كشش‏هاى مالى و حقوقى همسر، شما را از نماز غافل نكند.


حفظ هر چيزى بايد مناسب با خودش باشد حفظ مال از دست برد دزد است، حفظ بدن از ميكرب است، حفظ روح از آفات اخلاقى نظير حرص، حسد و تكبّر است، و حفظ فرزند از دوست بد مى‏باشد.

چگونه حافظ نماز باشیم ؟

۱-آشنايى با اسرار آن

۲- انجام به موقع آن

۳-صحيح بجا آوردن(قرائت صحیح آن )

۴- فراگرفتن احكام و آداب آن

۵-حفظ مراكز عبادت 

۶- تمركز فكر به هنگام آن است.


در حديثى مى‏خوانيم:
نماز به گروهى مى‏گويد: مرا ضايع كردى خدا تو را ضايع كند و به گروهى مى‏گويد: مرا حفظ كردى خداوند تو را حفظ كند.

واما این آیه چه پیامی برای ما دارد؟

1 اقامه نماز بايد مداوم باشد. «حافِظُوا»

 2 همه‏ى مردم مسئول حفظ نمازند. «حافِظُوا»

 3 نماز را به جماعت برپا كنيد. «حافِظُوا»، «قُومُوا»

 4 هر كجا زمينه‏ى سهل انگارى يا غفلت احساس مى‏شود، هشدار بيشترى لازم است. «وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى‏»

 5 اقامه‏ى نماز، به توجّه، نشاط، معرفت و اخلاص نياز دارد. «قُومُوا لِلَّهِ قانِتِينَ»

 6 انسان نبايد وصله‏ى ناهمرنگ هستى باشد. قرآن درباره هستى مى‏فرمايد: «كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ»  پس اگر ما قانت نباشيم، وصله ناهمرنگ هستى خواهيم بود. «قُومُوا لِلَّهِ قانِتِينَ»

 ۷ارزش نماز به خضوع آن است. «قانِتِينَ»

 

ارسال در تاريخ شنبه 1387/05/19 توسط س.م.ع

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

دل رمیده مارا انیس و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

مبعث پیامیر رحمت بر مسلمانان جهان و همه مهرورزان عالم مبارک باد

و اما ادامه سخن گذشته

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ .


سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها که ايمان آورده‏اند؛ همانها که

 

نماز را برپا مى‏دارند، و در حال رکوع، زکات مى‏دهند.

                                                                       «آیه۵۵ سوره مائده»

 

****بعضى از متعصبان ايراد كرده‏اند كه على ع با آن توجه خاصى كه در حال نماز داشت و غرق در مناجات پروردگار بود (تا آنجا كه معروف است پيكان تير از پايش بيرون آوردند و توجه پيدا نكرد) چگونه ممكن است صداى سائلى را شنيده و به او توجه پيدا كند؟

 

پاسخ:

 

 آنها  از اين نكته غفلت دارند كه شنيدن صداى سائل و به كمك او پرداختن توجه به خويشتن نيست، بلكه عين توجه بخدا است، على ع در حال نماز از خود بيگانه بود نه از خدا، و مى‏دانيم بيگانگى از خلق خدا بيگانگى از خدا است و به تعبير روشنتر: پرداختن زكات در نماز انجام عبادت در ضمن عبادت است. نه انجام يك عمل مباح در ضمن عبادت و باز به تعبير ديگر آنچه با روح عبادت سازگار نيست، توجه به مسائل مربوط به زندگى مادى و شخصى است و اما توجه به آنچه در مسير رضاى خدا است، كاملا با روح عبادت سازگار است و آن را تاكيد ميكند،

 

ذكر اين نكته نيز لازم است كه معنى غرق شدن در توجه به خدا اين نيست كه انسان بى اختيار احساس خود را از دست بدهد بلكه با اراده خويش توجه خود را از آنچه در راه خدا و براى خدا نيست بر مى‏گيرد.

 

جالب اينكه تعصب و تحجراین گروه را بجايى رسانيده كه اشاره على ع را به سائل براى اينكه بيايد و خودش انگشتر را از انگشت حضرت بيرون كند، مصداق فعل كثير(کار زیاد) كه منافات با نماز دارد، دانسته اند در حالى كه در نماز كارهايى جايز است انسان انجام بدهد كه به مراتب از اين اشاره بيشتر است و در عين حال ضررى براى نماز ندارد تا آنجا كه كشتن حشراتى مانند مار و عقرب و يا برداشتن و گذاشتن كودك و حتى شير دادن بچه شير خوار را جزء فعل كثير ندانسته‏اند، چگونه يك اشاره جزء فعل كثير شد، ولى هنگامى كه انسانی هر چند دانشمند گرفتار طوفان تعصب مى‏شود اينگونه اشتباهات براى او جاى تعجب نيست

 

****مى‏گويند على ع چه زكات واجبى بر ذمه داشت با اينكه از مال دنيا چيزى براى خود فراهم نساخته بود و اگر منظور صدقه مستحبّ است كه به آن زكات گفته نمى‏شود؟!

 

پاسخ:

 

 اولا به گواهى تواريخ على ع از دسترنج خود اموال فراوانى تحصيل كرد و در راه خدا داد تا آنجا كه مى‏نويسند هزار برده را از دسترنج خود آزاد نمود، بعلاوه سهم او از غنائم جنگى نيز قابل ملاحظه بود، بنا بر اين اندوخته مختصرى كه زكات به آن تعلق گيرد و يا نخلستان كوچكى كه واجب باشد زكات آن را بپردازد چيز مهمى نبوده است كه على ع فاقد آن باشد، و اين را نيز مى‏دانيم كه فوريت وجوب پرداخت زكات" فوريت عرفى" است كه با خواندن يك نماز منافات ندارد.

 

ثانيا اطلاق زكات بر" زكات مستحبّ" در قرآن مجيد فراوان است، در بسيارى از سوره‏هاى مكى كلمه" زكات" آمده كه منظور از آن همان  زكات مستحبّ است، زيرا وجوب زكات مسلما بعد از هجرت پيامبر ص به مدينه، بوده است به آيه 3 سوره نمل و آيه 39 سوره روم و 4 سوره لقمان و 7 سوره فصلت و غير اينهامراجعه شود

 

مى‏گويند: انگشترى با آن قيمت گزاف كه در تاريخ نوشته‏اند، على ع از كجا آورده بود؟! بعلاوه پوشيدن انگشترى با اين قيمت فوق العاده سنگين اسراف محسوب نمى‏شود؟ آيا اينها دليل بر عدم صحت تفسير فوق نيست؟

پاسخ:

مبالغه‏هايى كه در باره قيمت آن انگشتر كرده‏اند بكلى بى اساس است و هيچگونه دليل قابل قبولى بر گرانقيمت بودن آن انگشتر نداريم و اينكه در روايت ضعيفى قيمت آن معادل خراج شام ذكر شده به افسانه شبيه‏تر است تا واقعيت و شايد براى بى ارزش نشان دادن اصل مساله جعل شده است، و در روايات صحيح و معتبر كه در زمينه شان نزول آيه ذكر كرده‏اند اثرى از اين افسانه نيست، بنا بر اين نمى‏توان يك واقعيت تاريخى را با اينگونه سخنان پرده‏پوشى كرد.

و باز هم ادامه دارد

دعوت به همکاری

از دوستان عزیزی که در حوزه تفسیر قرآن و حدیث صاحب قلم و اندیشه اند به منظور غنا بخشیدن به مباحث وبلاگ دعوت به همکاری می نماییم.



 

ارسال در تاريخ دوشنبه 1387/05/07 توسط س.م.ع
قالب وبلاگ