بسم الله الرحمان الرحيم
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَاجِدَ اللّهِ أَن يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا أُوْلَـئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَن يَدْخُلُوهَا إِلاَّ خَآئِفِينَ لهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ
ترجمه:
كيست ستمكارتر از آنكه نگذاشت نام خدا در مساجد الهى برده شود و سعى در خرابى آنها داشت؟ آنان جز با ترس و خوف، حقّ ورود بهمساجد را ندارند. بهرهى آنان در دنيا، رسوايى و خوارى و در آخرت عذاب بزرگ است.
با توجه به اين آيهٔ شريفه ٬ ستمگرترين افراد ٬ آناني هستند كه مانع از ياد خدا در مساجد و كوشاي درتخريب مساجدند.
فكر مي كنيد مصاديق اين آيه چه كساني هستند ؟
1-اولين و بارزترين مصداق اين آيه ٬ كفار و دشمنان اسلامند كه در صدد تخريب فيزيكي مساجد بوده و هستند . نمونه اين اقدامات در تاريخ زياد به چشم مي خورد. بعنوان مثال مي توان از تخريب مسجد بابري در هند توسط هندوهاي متعصب ٬ويااقدامات اسرائيل در تخريب قبله ي اول مسلمين را نام برد .
2-دومين مصداق اين آيه ٬ كساني هستند كه در صدد تخريب معنوي مساجدند . تخريب معنوي مساجد به طرق مختلف انجام مي پذيرد. شناخت اين آسيب ها به رفع آنها كمك مي كند.
2-1 از اين راهها ٬ عدم برگزاري نماز جماعت در مساجد است كه به يقين معنويت مسجد را از آن گرفته و آن را به سمت خرابي سوق مي دهد .
بايد توجه داشت علت اصلي بناي مساجد٬ برگزاري نماز جماعت در آنهاست و اگر اين مهم مورد غفلت واقع شود ٬ ديگر نمي توان از مسجد ٬ توقع تأثيرگذاري بر افراد و محيط را داشت .
2-2 ديگر از راههاي تخريب معنوي ٬ حاكم نمودن فضاي تفرقه ٬ چند دستگي ٬ اختلاف و ... در مسجد است و هر مسجدي كه در گير چنين مسائلي باشد ٬ نقش محوري خود( يعني ايجاد اتحاد بين مؤمنين ) را از دست داده است . شايسته است مؤمنين به هيچ وجه اختلاف سليقه و رأي خود را در مسجد مطرح و دنبال نكنند تا مصداق اين آيه نباشند .
3-2 سومين راه تخريب معنوي مسجد ٬ اختصاصي كردن آن است. بدين معني كه گروه يا قبيله يا فرقه اي خاص حاكم بر مسجد شده و آنرا مخصوص خود بدانند و از ورود و اقامه نماز ديگر افراد در آن جلوگيري كنند . (اين مطلب متأسفانه در بعضي مناطق ديده مي شود و بي شك اثري زيانبار و مخرب دارد .)
لازم به ذكر است اگر مسجد را خانه خدا بدانيم هرگز به خود اجازه نمي دهيم ورود به آنرا براي گروهي از بندگان خدا ممنوع كنيم .
4-2 يكي ديگر از مصاديق تخريب مسجدآن است كه حضور جوانان در آن كم رنگ شود . نسل جوان٬ آينده سازان و معماران حقيقي آينده اند . اگر با مسجد فاصله بگيرند هم به خود آسيب مي زنند و هم با خالي گذاشتن مسجد و عرصه هاي فرهنگي و مذهبي آن ٬ زمينه ويراني معنوي آنرا ايجادكرده اند .
(والبته به نظرحقيرمتوليان وريش سفيدان و امام جماعت مسجد در حضور عاشقانه جوانان يا سرخوردگي آنان نقش تعيين كننده دارند.)
5-2 شايد بتوان گفت يكي ازمهم ترين مصاديق تخريب معنوي ٬ ممانعت از حضور بانوان در مساجد است.(كه بسياري از قشري انديشان با دست آويز قرار دادن رواياتي در دور شدن زنان و مادران ٬ كه مربيان نسل آينده اند نقش تخريبي ايفا مي كنند)
مادران و مربياني كه نقش آنان در سازندگي و رشد فرهنگي و عقيدتي نسل نو ٬ غير قابل انكار است . از سوي ديگر٬ پر واضح است حضور در مسجد نقش بسيار مثبتي در رشد ديني و آشنايي با وظايف شرعي و اخلاقي ايفا مي كند .
بنابراين اگر زني از حضور در مسجد محروم شد ٬ در واقع بخش عمده اي از عوامل رشد ديني خود را از دست داده است طبيعتا" از چنين زني نمي توان توقع تربيت فرزنداني صالح و دين باور داشت.
اميد آنكه ٬ ما جزء تخريب كنندگان و مانعين از ياد خدا در مساجد نباشيم .
آيا شما هم مصاديق ديگري را سراغ داريد؟
با تشكر از كارشناس محترم مذهبي جناب حاج آقا پويا