خدایا مرا بیاموز عمرم را

به"لیت"و"لعلّ"و"ای کاش"و"اگر"و"شاید"

تباه نسازم.

گاهی وقت ها مدیریت یک لحظه ی عمر موجب سلامت بخش مهمی از عمر آدمی است. گاهی خودداری از گفتن یک جمله که تنها چند ثانیه زمان را می گیرد زندگی انسان هایی را از بحران برهاند و آرامش چندین ساله به ارمغان آورد. فرو بردن تنها چند لقمه از طعامی و چند جرعه از نوشیدنی که دقایقی  بسیار کوتاه به طول می انجامد،چطور؟ گفتن و نگفتن یک"بله"یا"نه" چطور؟!مهارت مدیریت بر خود و مهارت بهره گیری درست و به جا از زمان دو عامل مهم در فراهم آوردن سلامت به معنای واقعی آن است.

 در کلاس نماز شناسی حدیث نفس می کرد و مرتب می گفت:

"اگر بتوانیم هفده رکعت نماز واجب خود را مدیریت کنیم و برای آن وقت بگذاریم و آن گونه که در آموزه های دینی به آن سفارش کرده اند با آن روبرو شویم مطمئن باشیم  این بیست دقیقه تا سی دقیقه ،تمام شبانه روز ما را مدیریت خواهد کرد"

پرسیدم چگوته نماز خودرا مدیریت کنیم؟

گفت : کار ساده ای نیست . اما ساده ها و حداقل های آن که من می فهمم

و در توان ماست این است که:

- صدای اذان را که شنیدی با خودت بگو کدوم کار از دعوت خدا مهمتر و لذت بخش تر!

- همیشه منتظر اومدن وقتش باش

- وضویت رو جدی بگیر(اهمیت هر کاری از مقدمه اش پیداست)

-اگه اهل اذان گفتن برای نماز نیستی از گفتن اقامه بخل نورز. مگر دوست نداری پیش نماز یک صف از فرشتگان الهی باشی و ثواب نماز جماعت را برایت در نظر بگیرند.

-همه اسباب مخل و مزاحم به حضور قلب را از دور وبر خودت دور کن و از آنها فاصله بگیر

-سعی در کنترل ذهنت از گرفتار شدن به غیر آنچه باید بگویی و انجام دهی ،داشته باش.

-ادب حالات مختلف نماز را رعایت کن

- با گفتن سلام آخر نماز یکباره ترک سجاده نکن وحد اقل با سجده ی شکری و تسبیحی زمان حضور در جوار محبوب را غنیمت بشمار

و....

یاد آوری این نکته خالی از لطف نیست که به نسبت سرمایه گذاری خالصانه و ارزش گذاری انگیزه مند برای این ارتباط آثار و نتایج آن را در زندگی دریافت می کنیم. و چنین باوری نیز در سایه تجربه و عمل بارور می شود.

در سبک زندگی مومنانه همه لحظات عمر می تواند عبادت به شمار آید اما نماز به طور شگفت انگیز و معجزه آسایی روح حاکم بر همه رفتار و کردار زندگی ایمانی محسوب می شود به گونه ای که اگر خط ارتباطی ما با مبدا به طور صحیح بر قرار شد پیام نماز همچون جریان هوا در تمامی عناصر مادی ومعنوی زندگی نفوذ کرده و همه کانال های زندگی را با خود همراه خواهد کرد.

باور چنین گزارش هایی از نماز چندان هم آسان نیست و مانند هر مهارت دیگر نیاز به تمرین و ممارست و از این مهمتر به صداقت با خود بستگی دارد به این معنا که حقیقتا و به دور از هرگونه هوی و هوس به خواهم مومنانه زندگی کنم.

از اهتمام پیشوایان معصوم و سیره فرزانگان میدان عرفان و عمل چنین به نظر می رسد که نخستین و مهمترین گام اساسی در مدیریت کردن نماز های یومیه توجه و آمادگی لازم برای انجام آن در گل ِزمانی است که آورنده ی شریعت به اقامه آن توصیه کرده است .

جالب است بدانیم در ماجرای تهاجم بسربن ارطاط (فرمانده معاویه)به مناطق تحت نفوذ امیر المومنین علیه السلام وقتی امام فرمانده خود را برای بازپس گیری این سرزمین ها ماموریت می دهد یکی از دهها دستور و یا توصیه حکومتی و امنیتی و اخلاقی که به او می دهند اقامه نماز در وقت آن است.(بحار الانوار جلد سی و چهارم)

محور امور هر چه باشد ، صلح یا جنگ، اقتصادی و یا اجتماعی و خدمت و هر چیز دیگر ، الله است. و روح بندگی و تسلیم در ارنباط معنی دار با الله سبک زندگی را الهی می سازد. دستور امام علی علیه السلام بهانه را برای اقامه نماز در پستو خانه و در اتاق کار و خارج از وقت فضیلت   آن از هر صاحب شغل و منصب می گیرد.

و ایشان به عنوان  پیشوا و الگوی زندگی مومنان در گیر ودار جنگ در تعقیب حرکت خورشید است تا در اولین جزء زمان دستور ، (وقت موسع نماز)فرمان معبود را به جای آورد .

ودر واپسین زمان حضورش در جهان مادی در کنار همه ی سفارش های حق محور و مومنانه اقامه نماز را به فرزندان و پیروان خویش یاد آوری می کند.( خدا را! خدا را! درباره نماز؛ نماز پایه دین شماست مروج الذهب، ج 2، صص ‍ 44 –40 ..)

 

سخنی از علامه محمد تقی جعفری

به بهانه شهادت بزرگ راد مرد تاریخ بشریت

 

 

جامعه ای که علی را جدّی نگیرد ...

 

 

آری، بدون مبالغه و تأثرات از احساسات لذت بار ولی بی اساس و زودگذر، با کمال صراحت و جدیت می گوییم: طرز تفکّرات و رفتار امیرالمؤمنین(ع) در ارتباطات چهارگانه : 1- ارتباط انسان با خویشتن 2- ارتباط انسان با خدا 3- ارتباط انسان با جهان هستی 4- ارتباط انسان با همنوع خود، از بهترین دلایل اثبات هدفدار بودن هستی و انسان است ؛ هدفی که بالاتر از لذایذ و امتیازات زندگی مادی آدمی است .

جامعه ای که شخصیتی مانند امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) را که همه گفتارها و کردارها و اندیشه هایش حقّ بوده، جدّی نگیرد و موجودیّت خود را به وسیله تعلیم و تربیت او تکامل نبخشد، بدیهی است با چه نتایجی مواجه خواهد گشت . اگر بشریّت با این قیافه ملکوتی از نزدیک آشنا بود و از تعلیم و تربیت او برخوردار می شد، امروزه کمال او به کجا رسیده بود؟

 


برچسب‌ها: مدیریت, اقامه, نماز, سبک, زندگی
+ نوشته شده توسط سید محمد عبداللهی در جمعه 1393/04/27 و ساعت 3:19 بعد از ظهر |

از جمله آرزوهای دیرین انسان جاودانگی و ماندگاری است که هرگز مرگ اورا در نیابد و دچار نیستی و فنا نگردد. و برای تحقق این آرزو از همان آغاز دست به کار شده است. و همه همت او هم برای زیست دراز مدت در این دنیا بوده و هست .  بنا بر آموزه های اسلامی و دیگرادیان توحیدی دنیا فی نفسه و ذاتا ناپایدار و فنا پذیر است.(1) و اگر میلیون ها سال بر عمر آن بگذرد باز سرنوشت قطعی آن تمام شدن است و انتقال به مرحله ای که دیگر نام آن دنیا نیست. و به نوعی ادامه زندگی انسان در شکل و قالب متفاوت از زندگی مادی این جهانی است.
آموزه های اسلامی از زندگی جاودان انسان باواژه "خیر " و"ابقی" یاد کرده است. و همه آنچه در دنیا در اختیار همه آدم های آن قرار می گیرد همه اش کالای ناچیزی است.(2)و جالب و شگفت انگیزاست که فهم آدمی این کالای ناچیز را برای بهتر زیستن و زیستن طولانی تر می داند. وداشتن آن را عامل موثری برای بقا و ماندگاری خویش می بیند و می فهمد.
فرارو گریز از بقاء برای به چنگ آوردن فنا! این است حال و روز دنیا زدگان .
جای شگفتی ندارد . برد نگاهش همین است. نردبان فهمش را تنها برای تعویض لامپ های سقف همین خانه ساخته است.
ذائقه خِردَش  تنها مزه های عناصر آب و خاک را تشخیص می دهد و بس.
اصالت لذت آن هم در محدوده حس و کمی بیشتر در محدوده خیال و وهم زنجیر ذلت را بر پای و گردن فطرتش افکنده. ازآمیختن نطفه اصالت لذت گرایی حسی وخیالی با اصالت فردیت ، خود گرایی و خود محوری چگونه فرزندی را باید انتظار داشت؟!
شگفتی در به کاربردن برخی واژه ها توسط صاحبان چنین نگاهی است!
کارهای عام المنفعه یعنی چه؟
حقوق انسان!
عدل و انصاف و ستم ستیزی!
خوبی و بدی!
شگفتی در پارادوکس و تناقضات این بشر دو پاست که شدیدا دچار خود فریبی و خود خیانتی شده است.
شگفتی از آدمیانی است که با ادعای خدا باوری در برزخ دنیا و آخرت سرگردانند. مردمی که در حیرت فرهنگی به هر در و دیواری می کوبند و هرگز به مرکزیت خود بر نمی گردند.
اندیشه هایی که در بستر حس و خیال غنوده اند و همچنان خیالوارانه آرزوی حق و حقیقت بودن در سر می پرورانند.
دنبال خدای بیکاری می گردند که شکمشان را سیر و همه عالم و آدم را برده و خدمتگزاربی جیره مواجب شکم و زیر شکمشان گرداند.
خدایی که از آنان هیچ نخواهد و همواره چون بدهکاری سر به زیر و شرمنده عربده کشی های آنان باشد.
مستانی که ازشدت مستی نقمت و نعمت خداوند را دیگر نمی فهمد.
مستانی که فقط عابرند و عبرت ناپذیر.می بینند و می گذرند.
مستانی که خود را هشیارترین می دانند!!
وچنین است که ضریب ایمنی ازسوی این گروه بسیار پایین و حتی درحد صفر است.
دیگر بوی سفاهتشان  نه تنها آنان را نمی آزارد که بدان خو گرفته اند و خودخوانده به لقب"ابوجهل" مفتخر شده اند.
مستانی که طوفان های سهمگین و سونامی های سامان برانداز هم آنان را هشیار نمی سازد.
برمرده برادران و همراهان خویش قهقهه سرمی دهند .
خداوندا!
خداوندا!
خداوندا ! به تو پناه می بریم از اسارت ساکنان و حاکمان بیغوله های حیرت و گمراهی.
شهریاران و شهروندانی که گوهر جاودانگی به خرمای  روزگارفروختند.(گوهری طفلی به قرصی نان دهد)(3)
خداوندا! دروازه های شهر با برکتت  بر عاقلان گشوده می شود وآنان را همسایه خویش می گردانی. می دانم دستیابی به گوهر خِرد وجایگاه اندیشه وران معاد اندیش سخت دشوار است و تنها راه ، همان است که تو بنموده ای "و استعینوا بالصبر و الصلاه"
خداوندا! در این غربت تنهایی عقل و عاقل (5)وافسونگری و یکه تازی سفاهت و سفیهان (5)مدرن که سخترین سختی ها ی روزگاز ، دینداری است . نماز را رفیق راهمان گردان.


سید محمد عبداللهی-7/4/93


پی نوشت:


*(1)در کلام امام علی علیه السلام می خوانیم:
«الدنیا دار ممر لا دار مقر»نهج البلاغه، ص 493، ح 133
*(2)در سوره الشوری آیه36 می خوانیم:
فَمَا أُوتِیتُم مِّن شَیْءٍ فَمَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَمَا عِندَ اللَّهِ خَیْرٌ وَأَبْقَی لِلَّذِینَ آمَنُوا وَعَلَی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ(پس هرچه به شما داده شده است کالای زندگی دنیا است و آنچه نزد خدا است برای کسانی که ایمان آورده و بر پروردگارشان توکّل می کنند بهتر و پایدارتر است.)
*(3)مولوی در دفتر اول مثنوی گوید:
ای گرانجان خوار دیدستی ورا
زانک بس ارزان خریدستی ورا
هرکه او ارزان خرد ارزان دهد
گوهری طفلی به قرصی نان دهد
*(4)در آیه 130 سوره بقره می خوانیم:
وَمَن یَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِیمَ إِلاَّ مَن سَفِهَ نَفْسَهُ(و چه کسى- جز آنکه به سبک مغزى گراید- از آیین ابراهیم روى برمى‏تابد؟)در فرهنگ قرآن، به افرادى که حقائق را نادیده انگاشته و کفران نعمت کنند،سفیه گفته مى‏شود. از امام علیه السلام نقل شده است که فرمود: کسى که شراب بخورد، سفیه است. چنین شخصى به جاى نوشیدنى‏هاى مفید و حلال، به سراغ آشامیدنى مضرّ و حرام مى‏رود. آرى، کسانى که راه حقّ را رها نموده و بى‏راهه مى‏روند، سفیه هستند و آن کس که در انتخاب رهبر و مکتب، قدم درست بردارد عاقل است. در حدیث مى‏خوانیم: عقل همان چیزى است که به وسیله آن خدا عبادت شود وگرنه شیطنت است.
(5)*ازامام صادق‏علیه السلام مى‏پرسند: عقل چیست؟ مى‏فرماید: «العقل ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان»(اصول کافى ج 1 ص‏8) یعنى عقل آن است که به آن خدا عبادت شود وبهشت کسب وتحصیل گردد بنابراین انسان یا عاقل است یا جاهل و غیر عاقل یا عالم است یا جاهل.


برچسب‌ها: عقل, نماز, سفاهت, دنیا, انسان
+ نوشته شده توسط سید محمد عبداللهی در یکشنبه 1393/04/08 و ساعت 11:14 بعد از ظهر |