تبليغاتX
سرود رهایی
سرود رهایی
رمز و رازهایی از نماز

 

مرا غرض ز نماز آن بود که یک ساعت

حدیث درد فراق تو با تو بگزارم

 

 

 

وگرنه این چه نمازی بود که من بی تو

نشسته روی به محراب و دل به بازارم

 

داداش جونم!

آبجی عزیزم!

ولادت آقامون حضرت رضا علیه السلام رو بهتون تبریک میگم

 

اگه دلتون رو روونه ی حرمش کردید یا اونجا نشستید بهشون

بگید یکی از بچه هات ازت میخواد دلش رو همونجا نگهدارین

شاید .....

فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی

که جز ولای توام نیست هیچ دستاویز

....... حوصله داری

                      اصل مطلب رو بخون

********

در ایامی که امام رضا(ع) در خراسان به سر می برد مدتی قحط سالی شده و باران نیامد و خشک سالی پدیدار گشت. عده ای از منافقان و حاشیه نشینان مجلس مأمون از این حادثه سوء استفاده کرده و شایع نمودند که چونکه مأمون علی بن موسی(ع) را ولیعهد خود گردانیده است و این امر را خداوند دوست ندارد به همین جهت باران قطع شده و برکات الهی نازل نمی شود.

مأمون در روز جمعه ای از امام تقاضا کرد که برای نزول باران و رحمت الهی دعا کند امّا امام رضا(ع) فرمود: روز دوشنبه برای اقامه نماز استسقاء بیرون خواهم آمد زیرا جدم رسول اللّه(ص) را به همراه امیرمؤمنان علی(ع) در عالم رؤیا زیارت کردم و پیامبر به من فرمود: پسرم! تا روز دوشنبه صبرکن و سپس در آن روز به صحرا برو و از درگاه خداوند متعال طلب باران نما! خداوند باران رحمت خود را می فرستد و مردم به عظمت و عزت تو در پیشگاه خداوند پی می برند و به بزرگی مقامت واقف می گردند.

روز دوشنبه فرا رسید مردم از خانه ها بیرون آمدند، امام رضا(ع) به صحرا رفت و مردم نیز گرد آمدند و چشم به حرکات و سکنات آن حضرت دوختند امام دو رکعت نماز استسقاء را اقامه کرده و آنگاه بالای منبر رفت و در خطبه بعد از حمد و ثنای الهی فرمود:

خدایا! ای پروردگار من! تو حق ما اهل بیت را بزرگ شمرده ای این مردم به ما متوسل شده اند همچنان که خودت فرموده ای و به فضل و رحمت تو امیدوارند و چشم انتظار احسان و لطف تواند اینها را از باران سودمند و فراوان و بی ضرر و زیان خود سیراب گردان و این باران را پس از بازگشت آنان به خانه هایشان نازل فرما!

یکی از حاضرین در آن اجتماع می گوید: به خدا سوگند همان لحظه حرکت ابرها در هوا شروع شد و رعد و برق پدید آمد، مردم به جنب و جوش افتادند که تا باران نیامده به خانه های خود برگردند.

حضرت علی بن موسی الرضا(ع) به آنان فرمود:

 آرام باشید! این ابر برای این منطقه نخواهد بارید برای فلان ناحیه می رود، آن ابر رفت و ابر دیگری به همراه رعد و برق آمد، مردم دوباره خواستند حرکت کنند، امام فرمود: این ابر نیز به فلان قسمت خواهد رفت، در حدود ده ابر به همین ترتیب آمد و از فضای منطقه عبور کرد و هر بار امام (ع) فرمود: این ابر برای شما نیست. یازدهمین ابر از راه رسید. امام رضا(ع) فرمود: این ابر را خداوند متعال برای شما فرستاده است، در برابر فضل و کرم خداوند، شکر کرده و به سوی منازل خویش بازگردید تا شما به خانه نرسیده اید باران نخواهد بارید.

آنگاه امام رضا(ع) از فراز منبر پائین آمده و مردم نیز به خانه هایشان رفتند، در همین هنگام بود که باران شدیدی نازل شده و تمام حوض ها، گودالها و نهرها را پر کرد .

 مردم با خوشحالی تمام می گفتند:

کرامتها و الطاف الهی بر فرزند رسول گرامی اسلام(ص) مبارک باد.

بعد از نزول باران و سیراب شدن زمین از برکات الهی و خوشحالی مردم، حضرت رضا(ع) به میان جمعیت آمده و آنان را موعظه کرده و به شکرگزاری از نعمتهای الهی به درگاه پروردگار منان دعوت نمود.

اینجاست که از ته دل و عمق جان خطاب به اهل بیت (ع) عرضه می داریم:

اراده و مشیت پروردگار عالم در تدبیر امور جهان به سوی شما می آید و از خانه های شما به دیگر جاها می رسد.

منبع:کتاب ارزنده عیون اخبار الرضا نوشته شیخ صدوق (ره)

 

ارسال در تاريخ پنجشنبه 1388/08/07 توسط س.م.ع

 

قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُون‏  الّذينَ هُمْ في‏ صَلاتِهِمْ خاشِعُون‏(۱و۲/مومنون)

مؤمنان رستگار شدند ،آنها كه در نمازشان خشوع دارند.

مقدمه

رستن از خودِحیوانی و توقف نکردن درخودِ انسانی و جهش به قله خودِ الهی هدف انسانه،

كلمه‏ى «فَلاح»درزبان قرآن  به معنى رستنه، شايد دليل اينكه به كشاورز، «فَلّاح» میگن این باشه

 كه وسيله‏ى رستن دانه رو فراهم مى‏كنه.

دانه كه در خاك قرار مى‏گيره با سه عمل خودش رو نجات مى‏دهه و به فضاى باز مى‏رسه

 ۱-ريشه‏ى خودش رو به عمق زمين می رسونه.


۲- مواد غذايى زمين را جذب مى‏كنه. 

 ۳-خاك‏هاى مزاحم را دفع مى‏كنه.


 انسان هم براى رهايى ازخودهای خود ودیگرساخته و رسيدن به فضاى خودِالهی و نجات از

تاريكى‏هاوتنگناهای خودحیوانی و  بندگی دیگران  که دانش و اندیشه محدود بشری 

 موجبش شده بايد مثل دانه همون سه  عمل رو انجام بده

۱-  ريشه‏ى عقايد خود ش رو از طريق استدلال محكم كنه.

۲-  از امكانات خدادادى هرچی موجب تكامل و رشد معنویشه جذب بكنه.

 ۳-  تمام عوامل بازدارنده و مزاحم را كنار بزنه و هر معبودى جز خدا رو با كلمه

 «لا اله» کناربزاره تا به خودِ ملکوتی برسه

*** روزی بیست بار در اذان و اقامه می شنویم و می گوییم حَیَّ علی الفَلاح

 تا راه درست رو گم نکنیم

وبرای این که در این رهروی به مقصد و مقصود برسیم

باید بی کم و کاست در محضر پروردگارباشیم.

 

***از این آیه میشه فهمیدکه نماز شاهراه رستن و رسیدن به محبوبه

*** از این آیه میشه فهمید که نقش تعیین کننده در این حضور کیفیت حضوره

            نه فقط شکل حضور

*** از این آیه میشه فهمید که باورمندان واقعی به خدا نشونه دارن

 و این نشونه نمازه که صد البته در هر مسلکی این علامت وجود داره

 

حضورقلب در نماز یعنی چه؟!

خیلی هامون از حواس پرتی و عدم تمرکز در نماز شاکی هستیم!

عزیز من!

قوه ی خیال آدمی اگه با زحمت مداوم تربیت نشه ،از این شاخه به اون شاخه می پره

  وقرار و آروم نداره!

برای همینه که تونماز قبل از هرچی باید تلاش کنیم از یاد خدا غافل نشیم

 والبته این کار همچی هم آسون نیست.

و این پرنده خیال رو آروم کردن ورام کردن به میزان شناخت و انگیزه هرکس بستگی داره!

 

چند نکته رو یادآور میشیم شاید برای حاضرشدن در محضر یارمفید باشه 

 

۱- به معنا و مفهوم الفاظ نماز توجه بکنیم

۲-تا جایی که امکان داره به علت وفلسفه ی افعال نمازشناخت پیدا کنیم

۳-برای انجام مقدمات نماز ازفبیل وضو،اذان و اقامه اهمیت ویژه بدیم

۴- حتی المقدور نماز رو به جماعت ودر مسجد بخونیم

۵- زندگی وحال وهوای اولیای خدا رو مطالعه کنیم

۶-شناختمون در باره فلسفه وجودی نماز رو بیشتر کنیم

۷-جایی که نماز می خونیم رو آراسته کنیم وجای خاصی رو در خونه برای نماز در نظر بگیریم

-سروصدا نباشه

- تصاویر و نقاشی روبرومون نباشه

- ازجلومون کسی رد نشه

- و....

۸-رعایت آداب ظاهری نماز(به هنگام قیام به مهر، درتشهدبه دامن،در رکوع به پاها نگاه کنیم)

۹- خوندن نماز در اول وقت

۱۰- مطالعه و تفکر در باره زندگی جاودانه آدمی درجهان دیگر

 ودل را از محبت اوهام و خیالات ووابستگی های زود گذردنیا خالی کردن

 وعشق خداوند را در دل و جان پروراندن.

۱۱- دوری ازویروس های آلاینده روح از قبیل تهمت و غیبت بسیار درتمرکزما موثر است.

*********

.... می گفت داداش من!

کسی که به خدا اعتراض داره وعقل و دلش به خدا گره نخورده

  که نمی تونه اورو عاشقانه پرستش کنه!

گفتم درست میگه!!!

ریشه بی نمازی ها و بدنمازی و سست نمازی هامون اینه که تو توحید به معنای

واقعیش گیر داریم!

و به نظر نویسنده اگه تموم عمرمون رو روی این مساله بزاریم و تنها ۲ رکعت نماز در

حضورش حاضر باشیم بسمونه!

بسم الله الرحمن الرحیم.....

 

 

ارسال در تاريخ سه شنبه 1388/07/21 توسط س.م.ع

 

روزی روزگاری شهری بود که موذنی بسیار بد آواز داشت. وقتی او اذان میگفت، خاص وعام سردرد می شدند. کودکان ترسان از خواب می پریدند و همه از او در عذاب بودند. تا یک روز او با قافله ای عازم مکه شد. در میان راه به وادی کافران رسیدند ودر همان جا اردو زدند.موذن قصد اذان کرد. همه از او خواستند در سرزمین کفار اذان نگوید تا جنگ و دشمنی به وجود نیاید.

موذن گوش نکرد و صدای اذان گوش خراشش  در سراسر وادی کفر پیچید. هنوز لحظاتی از صدای اذان او نگذشته بود که کافری شمع به دست به سوی او آمد و با خود هدیه ای آورد،هدیه ، حلوا و جامه ای لطیف بود. گفت: "موذنی که صدای او در دیار ما پیچید ، کجاست؟ که صدای اذان او راحت جان من بود."

همه با تعجب به هم نگاه کردند. مرد کافر، که دلیل تعجب آنان را می دانست، گفت:" دختری دارم که آرزویش مسلمان شدن بود. هر چه کردم ، هر چه به او پند دادم، هر چه به او وعده می دادم، دست از این ایمان و آرزو برنمی داشت.من در عذاب بودم و هیچ چاره ای برایم باقی نمانده بود. تا صدای این موذن بلند شد.

دخترم سوال کرد که این آواز زشت ، چیست؟ خواهرش گفت: بانگ اذان و شعار مسلمانان است. او باور نکرد و از دیگران پرسید.همه به او همین جواب را دادند.او به این یقین رسید که این آواز زشت ، شعار مسلمانان است ، دست از مسلمانی کشید و من آسایش روح و روان یافتم و حالا برای تشکر از این موذن زشت آواز ، برایش هدیه آوردم."

چون بدیدش گفت این هدیه بگیر

چون مرا گشتی مُجیر و دستگیر

آنچه کردی با من از احسان و بِرّ

بنده ی تو گشته ام من مستمِرّ

مثنوی معنوی

 

ن ک:  پیام خوب راچه کسی بیان کند!

ن ک:عسل درظرف آلوده ودر دستان جذامی تهوع آور است!

ن ک: هر متدینی لزوما یاری گر دین نیست!

ن ک: عناصر پنج گانه تبلیغ دین باید باهم هماهنگی و تناسب داشته باشد!

ن ک: پدر و مادر،معلم و مربی، روحانی و... دروغ گو و ریاکارنمازگریز و دین گریز هستند!

ن ک:لطفا ازدوستی های خرس مابانه  در ارتباط با نونهالان خویش دست بر داریم!

ن ک: با دستان مبارک خودمان (والدین) دل و جگر خویش(فرزندان ) را در دهان گرگ های گرسنه نگذاریم!

ن ک: کارشناسان دینی با بد سلیقگی وبه کارگیری روش های غلط مفاهیم زیبای دین را درچشمان

پاک نوجوانان زشت ننمایانند.

ن ک:  نگارنده خیلی می ترسه وقتی این حرفا رو می زنه چون خودش شاید همون موذنه باشه!

دوستم باشید و عیوبم رو بهم هدیه کنید.

ن ک: این اذونی رو که می شنوید یکی از با حال ترین هاست. شما نظرتون چیه؟

 

.... تو که قرآن بدین نمط خوانی

      به بری رونق از مسلمانی

ارسال در تاريخ سه شنبه 1388/07/07 توسط س.م.ع
 

قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى

وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى

                           (آیات 14و15 سوره اعلی)

Prosperous is he who has cleansed himself

and mentions the Name of his Lord, and prays

 

به يقين كسى كه پاكى جست (و خود را تزكيه كرد)، رستگار شد.

و (آن كه) نام پروردگارش را ياد كرد سپس نماز خواند!

 

***خب ماه رمضون تموم شد ! خودت رو پیدا کردی؟

رهایی ازخود دروغین +درد مردمان داشتن+عاشقانه با خدا بودن(درددین داشتن)=فلاح وسعادت

                   قدافلح من تزکی                   وذکراسم ربه فصلی

 

*** آزاده همیشه دربند!

ماه رمضون اومد که این آزاده ی همیشه دربند رو به اصل خودش برگردونه!

اسیر و بندی چی و کی؟!

خیالات واوهام وآرزوها

باورهای خرافی وبی پایه

آدم های مثل خودم

خودشیفتگی ها وخودستایی های کینه و حسدها(بدترین نوع اسارت)

و.....

 

*** منظور از تزکیه درآیه شریفه :

1-بازگشت به خدای مهربان (توبه)

2- انفاق در راه خدا(دردمحرومان داشتن)

از امام صادق علیه السلام از معنای دوآیه فوق سوال شد،فرمودند:

قدافلح من تزکی یعنی آنکس که زکات فطره بپردازد

وذکراسم ربه فصلی یعنی آنکس که برای اقامه نماز عیدفطر به سوی صحرا رود.

ودر روایات دیگری هم این معنی اومده.

 

*** ماه رمضون سعی کردیم موانع تکامل وحجاب های فطرت خدایی مون رو برداریم.

وچنین شد که روز اول ماه شوال روز رونمایی فطرت انسانی ماست!

آری!

عید فطر

 روز تحول ریشه ای و عمیق انسان

 روز تکمیل باور انسان به مبداء هستی

روز بهسازی و پاکسازی روحی

 که یه ماه تلاش کرده از دست نفس بهیمی خودش رو نجات بده

 

*** نگاهی گذرا به آموزه های دینی بیانگر این حقیقته که

                             هیچی مثل نماز ودعا و ذکر درشب وروز

                                   عید فطرآدم رو به واقعیت آیه (وذکراسم ربه فصلی نزدیک نمی کنه!)

پبشوایان معصوم علیهم السلام شب عید رو کمتر از شب قدر نمی دونن

                                                    وبر احیا ی اون و نماز و نیایش اون شب توصیه می کنند.

اعمال صبحگاهی وقبل و بعداز نماز فطر همه می رسونن که:

 این قطرهای سرگردان درسایه عمل به آیه فوق

می تونن خودشون رو به اون دریای پایان ناپذیر برسونن.

********

تبریک به همه اونایی که با همه وجود درپگاه روز عید دورکعت حضور بجای می آورند.

 

*** دوستان عزیز بیایین این دعای قنوت نماز عید فطر رو از همین حالا زمزمه کنیم

       و به یکدیگه هدیه کنیم.(نمی دونی چقده این جملات حال میده)

 

اللهم انی اسئلک خیر ماسئلک به عبادک الصالحون

واعوذ بک مما استعاذ به عبادک المخلصون

اللهم ادخلنا فی کل خیر ادخلت فیه محمداً وآلَ محمدٍ

واخرجنا من کل سوءٍ اخرجتَ منهُ محمداً و آلَ محمدٍ

 

(درنوشتن مطالب از تفسیرهای نمونه،ترجمه المیزان ،اطیب البیان و احسن التفسیر

 استفاده شده است.)

 

 

ارسال در تاريخ جمعه 1388/06/27 توسط س.م.ع
 

...

وسلام

           قولا من رب الرحیم

...

         وسپاس قلبی ودعای نیمه شبی نثارهمه یاران

...

       والتماسی ازاعماق وجود از او از تو از

                                              اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین

                                             اللهم

                                             اللهم

                                               اللهم انی اعوذ بک من صلاۀ لا ترفع

 

وچه حلاوتی دارد آنگاه که تو مرا در قنوتت یاد می کنی

و من تورا در مصرع نخستین بیت غزل ربنای خویش می سرایم

....

     وارائه چکیده دیدگاههای دوستان بر یادداشت قبل بماند برای فرصتی  و مجالی دیگر

     وباز هم منتظر دیدگاههای دوستان دیگر در باره همان یادداشت هستم.

....

     بهترین های بهار نیایشگران

                               اخلاقی خوش  از سر عشق با اهل خانه و اداره و به ویژه فرزندان

                                نمازی ونیایشی با طهارت ظاهر و باطن

                               لقمه ای در دهان گرسنه ای نهادن وغبار فقر از چهره ناداری پاک کردن

.....

واما رمضانیه ی من

رمضان!

         به ما آموختی

                            مومن

                                   اسیر نفس

                                                    وابسته ی دل

                                                                    شیفته ی عقل  خویش نیست.

                                                                                                              اوتنها

                                                                                             فرمانبردار خداوندحکیم است

وپرحرفی نیز ممنوع!!!

 

 

 

ارسال در تاريخ چهارشنبه 1388/06/11 توسط س.م.ع
قالب وبلاگ