|
غیبت شخصی که نماز نمی خونه!!!
معني غيبت رو مي دونيم كه همون سخن گفتن پشت سر دیگرانه به گونه ای که غیبت شونده راضی
و خشنوداز حرفايي كه در باره ش گفتيم نباشه.
البته هر سخني پشت سر ديگري اسمش غيبت نيست مگه اين چند نكته رو به همراه داشته باشه،
مثلا:
۱. فردی که از او غیبت میشه در جمع حاضر نباشه. ۲. این سخن عیب و نقص فرد غايب محسوب بشه. ۳. عیبي رو كه از فرد غايب ميگيم از عیب هاي پنهانش باشه. ۴.شخص غايب اگه حرف و يا صفتي رو كه در باره ش گفتيم ناخوش داشته باشه ۵. غيبت كننده قصدش بدگويي و كاستن شخص غايب باشه.(1)
در تحقق شرط دوم، دو حالت ممکنه وجود داشته باشه: به عنوان مثال شخصی که نماز نمی خونه رو در نظر بگیرید
این شخص ممکن است دو حالت داشته باشه :
الف. فردی که نماز نمی خونه، نسبت به کردار خودش هیچ نگرانی نداره و هر از گاهی به دیگران نیز راه خودش رو توصیه می کنه (و به اصطلاح فقهی متجاهر به فسق است و در بین مردم خود را به این صفت معرفی می نماید. (شخصي رو در نظر بگيريم كه خودشو مسلمون مي دونه! ولي علنا ميگه من اهل نماز نيستم و به اين چيزا اعتقادي هم ندارم.!!
از پیامبر اکرم (ص) روايت شده: "من اتقی جلباب الحیاء فی وجهه فلاغیبة له"؛ کسی که پرده حیا و شرم را از روی خود کنار زند غیبتش حرام نیست.(2)
از مفهوم این روایت می تونيم بگيم که اگه فردی به زشتی ها افتخار می کنه و و حرمت ها رو از بين برده ،در حقيقت حرمت و شخصیت خودشو از بین برده و با این رفتارخودش اجازه ي بدگويي رو تلويحا و غير مستقيم به دست ديگران داده. (يه جورايي بهونه داده دست مردم كه ازش بد بگن و بگن فلاني كه بابا اهل نماز نيست)
ب. اما گاهی افرادي نماز نمی خونن، ولی خودشون در باطن وضمير پنهانشون و پيش وجدانشون از نماز نخوندنشون ناراحت و شرمنده و خجل اند، و نمی خوان آبروشون پيش مردم بره و هميشه دنبال جبرانن ودوست دارن نماز بخونن، با اين فرض ديگه غیبت چنين فردي روا نیست و حتی ممکنه غیبت چنین افرادی رو– به خاطر لجبازی و غرور - مجبور به ترک نماز بكنه. و ما هم ندونسته گناهكاربشيم .
يه نكته هم در مورد شرط پنجم ، در در موارد زيادي بيان عیب فرد (غیبت) به قصد بدگويي و كاستن شأن و موقعيت شخص نباشه، بلکه به خاطرهدایت فرد به مسیر خیر و صلاح باشه؛ مانند شورای پزشکی که در مورد بیماری یا عیوب مخفی یک فرد گفت و گو می کنن تا بتونن يه راهی جهت بهبود وضعیت جسمانی شخص بیمار پيدا كنن، در نتیجه با وجود چنین شرطی ما مجوز برای غیبت در احکام شرعی داریم.
پس يه بار ديگه تكرار مي كنم گرچه غیبت از گناهان بزرگ اخلاقی و اجتماعی به شمار مياد و وموجب تخريب فردو بی سامانی های خطرناکی در جامعه ميشه ،ولي در مواردي(خيلي اندك) که پای مصلحت و خیر فرد يا اجتماع در میان باشه وبه دنبالش هدفی مشروع و عقلایی وجود داشته باشه که نابساماني هاي بزرگ اجتماعي را جبران كنه، ویا مفسده نداشته باشه، به لحاظ شرعی غيبت جايزه. (حضرت عباسي هرشخصي مي تونه خير و صلاح ديگري رو تشخيص بده؟!!! من يكي كه توتشخيص خير وصلاح خودم خيلي وقتا مي مونم.)
حالا ببينيم كجا و درجه مواردي غیبت مجازه!
۱.دادخواهی
(مثلا ستمديده اي پيش ديگران از ستمگر در موردي كه بهش ستم شده غيبت بكنه) ۲. نهی از منکر ۳. پرسش مشاوره در امور مهم
(از قبيل تحقيق در باره ازدواج و يا سپردن مسئوليت و....)
۴. دانشمند نمایان
(غيبت از مدعيان دروغي و كساني كه هيچ تو چنته ندارن و ميگن عالم دهرن! براي اين كه ديگرا گولشونو نخورن و با ريسمان پوسيده شون توي چاه نيفتن)
۵. كسي كه آشكارا گناه مي كنه و به كارش زشتش افتخار مي كنه براي سالم سازي جامعه ، مثلا علني شراب مي خوره ، حق مردم رو ميكشه بالا .
البته ناگفته نمونه غیبت اين افرادتنها در همون گناهی که علني انجام میدن جايزه ، نه گناه های پوشیده.(3) و گر نه همه كه معصوم نيستيم وگناهانی هم كم و بيش انجام ميديم ، اگر قرار باشه غیبت کسی که گناهی مرتکب شد جایز باشه، در جامعه آبرویی برای کسی باقی نمی مونه وحرمت آدما در اسلام عزيز خيلي عزيزه!
” نتیجه این که اگه شخص بی نمازی به نخوندن نماز تجاهر کند و پروایی از از این که پیش مردم بیان و بازگو بشه نداشته باشه، بازگو کردن این عیب، جایزه یا از این جهت که اينجا اصلاغيبتي صورت نگرفته چون به نوعي افراد ازش باخبرن، یا به خاطر این که این آدم گناهی رو علنا رواج میده و موجب سستی باورو اعتقاد جامعه میشه یه استثنا باشه. “
ودر این مورد غیبت می تونه اشکالی نداشته باشه مثل بیان عیب استادی كه ضعیف درس میده که اگه برای رسیدن به توافق جمعی برای انتخاب استاد اصلح و مجرب باشه خیلی هم خوبه، البته به شرط رعایت احترام و بی آبرو کردن فرد !(هزار نکته باریکتر زمو اینجاست!)
منابع:
(1)برگرفته از: نراقی ، محمد مهدی، جامع السعادات، ج ۲، ص ۲۹۳ (2) جامع السعادات، ج ۲، ص ۳۲۲
(3)برگرفته از: بهجت، محمدتقی، جامع المسائل، ج ۲، ص ۴۰۴
بیشتر بدونیم ... در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده درجمعه 1390/07/15ساعت 2:44 بعد از ظهرتوسط سید محمد عبداللهی
|
|